اصْحابِ حُدُوث
- كسانى كه قائل به حدوث عالماند .
( رسائل فلسفيه زكرياى رازى ص 208 ) رجوع بحدوث شود .
اصْحابِ خَلَاء
- كسانى كه گويند مكان عبارت از بعد غير شاغل است و يا بعد غير شاغل و فارع را جايز دانند .
( مباحث المشرقيه ص 222 )
اصْحابِ دِلْ
- ( اصطلاح عرفانى ) كنايت از مردان خدا و سالكان الى اللّهاند .
اصْحابِ رُهُون
- ( اصطلاح عرفانى ) كسانى هستند كه مانند اهل تجارت اعمال خود را گرو پاداش گرفته و در مقابل اجر و مزد انجام دهند .
( الهداية الى فرائض القلوب ص 221 )
اصْحابِ سِرّ
- ( اصطلاح عرفانى ) كسانى هستند كه از انظار پنهان بوده و در شأن آنها است كه « اذا حضروا لم يعرفوا و اذا غابوا لم يفقدوا و اذا شهدوا لم يستشاروا ، و هم اخفياء اتقياء » .
( شرح منازل ص 178 ) .
اصْحابِ سَكِيْنَتِ كُبْرى
- ( اصطلاح عرفانى ) كسانى هستند كه دلهاى آنان منور است بانوار ملكوتى و بروق لامعه به نحوى كه ملكهء آنها شده باشد و قلوب آنان آرامش يافته باشد در پرتو تجليات و فيوضات الهى . ( حكمة الاشراق ص 250 ) اصحاب شريعت - ( اصطلاح عرفانى ) پيروان شريعت را گويند ، اصحاب شريعت ديگرانند و اصحاب طريقت ديگر ، خادمان راه شرع جدايند . خلوتيان قرب و مشاهدات جدا . ( عده ج 4 ص 187 )
اصْحابِ شُعاع
- ( اصطلاح فلسفى ) كسانى كه در مورد چگونگى حصول و ماهيت ابصار گويند . ابصار بواسطهء خروج شعاع از بصر و وقوع آن بر سطح مبصرات حاصل مىشود .
( اسفار ج 4 ص 47 ) رجوع بابصار شود .
اصْحابِ شَقَاوَت ( شِقَاوَت )
- ( اصطلاح عرفانى ) اهل جهنم را گويند .
( از حكمة الاشراق ص 230 )
اصْحابِ شمال ( شِمال )
- ( اصطلاح عرفانى ) اصحاب شمال كسانىاند كه قلوب آنها مشحون باشد باخلاق پست و شهوات مهلكه .
اصْحاب صُفَّه
- ( اصطلاح عرفانى ) به فقرائى ميگفتند كه در مسجد النبى سكونت ورزيده به عبادت خدا اشتغال داشتند . و اينان فقراء امتاند و يا افرادى بودند كه در جنگها عضوى از اعضاء خود را از دست داده بودند و مهاجرانى كه از كار افتاده بودند .
در روايت آمده است كه : حضرت رسول اكرم در برابر اهل صفه بايستادند و نظرى به فقر و زحمت و رنج آنان از طرفى و پاكدلى آنان ز طرفى ديگر افكندند پس فرمودند اى اصحاب صفه شما را بشارت مىدهم ، هر كس از امت من كه در وضع و حال و اوصاف نيك شما پا بر جا بماند و به وضع خود راضى بود در بهشت از همراهان من باشد .