تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩

اصالَتِ لُزُوم

- ( اصطلاحات اصولى ) در كليات حقوقى آمده است : در مورد شك در لزوم و جواز عقد ، مقتضاى اصل لزوم است . هر گاه عقدى داراى دو نوع باشد و عقدى كه واقع شده مشكوك باشد كه از نوع لازم است يا جائز ، بايد آن را حمل بر لزوم نمود . پس اگر بيعى وقوع يافته و معلوم نباشد كه قطعى بوده يا خيارى بايد به حكم اصالت لزوم آن را قطعى قرار داد تا بموجب دليلى خلاف آن ثابت شود . مأخذ اصالت لزوم امثال آيه شريفه :
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
او
تِجارَةً عَنْ تَراضٍ
مىباشد . ( كليات حقوقى ص 26 )

اصالَت وُجُود

- ( اصطلاح فلسفى ) يكى از مسائل مهم فلسفى كه مخصوصا مورد توجه فلاسفهء اسلامى قرار گرفته است مسأله اصالت وجود است . در مسأله اصالت و اشتراك وجود عقايد و آراء عرفا و صوفيان اثر زيادى در فلاسفه گذارده است و از فروع مسأله وحدت وجود است كه اساس عقايد و آراء عرفا است و در اين امر هيچ گونه ترديدى روا نمىباشد بحث و فحص فلاسفه اين است كه آيا آنچه متحقق و متقرر در خارج است و تقررش بالاصالة است و مجعول بالذات است چيست وجود است يا ماهيت اين بحث بعد از فراغ و اتفاق در اينكه هر موجود ممكنى مركب از وجود و ماهيت است مطرح گرديده و اشاره شد كه وجود بمعنى هستى امرى است اعتبارى و عام و شامل كليهء موجودات مىشود به اين معنى كه تمام اشياء و موجودات مشمول عنوان وجود و هستى و هست ميشوند و بر آنها اطلاق موجود و وجود مىشود . و لكن در اين مسأله كه آيا آن امر اعتبارى كه مفهوم بديهى است مصداقى كه منشأ انتزاع آن باشد بنام وجود ، وجود دارد يا نه و بعبارت ديگر اشياء متخالفه هر يك در دار تحقق و تقرر وجودند يا ماهيت بنا بر اين اختلاف در مورد اصالت وجود و عدم آن مربوط بوجود بمعنى مفهوم مصدرى نيست كه شامل همهء موجودات مىشود و در آنكه آن امر اعتبارى مصدرى اصالت ندارد شكى و ترديدى نيست آنچه مسلم است در دار تقرر و تحقق و بالاخره عين هر امرى مركب از دو امر نيست بلكه يك امر است و امور متخالفه و اشياء متكثرهء موجوده هر يك مركب از دو چيز منفك از يكديگر نمىباشند مورد اختلاف هم همان يك چيز است . كسانى كه قائل باصالت وجودند گويند : آنچه در عالم خارج و عين متقرر و متحقق است وجود است و اشياء خاصهء متخالفه عبارت از وجودات متخالفهء خاصه‌اند و ماهيات امرى هستند كه از وجود عينى انتزاع ميشوند و تقرر ماهيات تقرر اعتبارى است و متحقق و متأصل نمىباشند و بلكه آنچه در خارج است يك امر است بنام وجود و داراى مراتب و حدودى است كه از هر حد و مرتبهء ماهيتى انتزاع مىشود و بعبارت ديگر ماهيات حدود وجودند . بعضى ديگر مانند شيخ شهاب الدين گويند : آنچه در عالم خارج تقرر دارد ماهيات است و وجود امرى است انتزاعى و اعتبارى و غير از همان وجود بمعنى