مجازى آن را اراده كرده است از او قبول نخواهد شد .
پس اگر شخصى اعتراف كرد كه زيد را بقتل رسانيده سپس بگويد مقصودم از قتل ، قتل ادبى بوده قصاص يا ديه از او ساقط نخواهد شد مگر اينكه قرينه حاليه با مقاليه بر اين دعوى موجود باشد - و اصالت عموم و اصالت عدم تخصيص در مورد عام راجع به همين اصل است .
و بالجمله بناء عقلاء بر اخذ به ظاهر و تقديم الاظهر فالاظهر است - پس اگر كسى سخنى گويد كه براى آن بحسب وضع يا بسبب قرينه ظهورى باشد و مدعى شود كه غير آن را اراده كرده است از او قبول نخواهد شد - بلكه مأخوذ است به ظاهر لفظ خود زيرا طريق عقلائى براى كشف اراده و قصد متكلم از الفاظ و عبارات منحصر است به همين .
و مبنى بر اين قاعده است عدم جواز اجتهاد در مقابل نص مثلا البيّعان بالخيار ما لم يفترقا ظاهر بلكه نص است در ثبوت خيار بعد از ايجاب و قبول تا وقتى كه متبايعين از همديگر جدا نشده باشند و اين همان است كه آن را خيار مجلس ناميده و مطابق مذهب اماميه است و فقه شافعى با اماميه موافقت كرده - بنا بر اين قول حنفى به اين كه مراد تفرق متبايعين است در كلام ، يعنى وقتى از كلام فارغ شدند و ايجاب و قبول تمام شد ديگر خيارى براى آنها نيست و به اين سبب منكر خيار مجلس شدهاند عين اجتهاد در مقابل نص است .
( كليات حقوق ص 2 ) در اصول رشاد آمده است :
مقصود از اصول لفظيه قواعدى است كه به منظور معرفت الفاظ و تميز انواع آنها از يكديگر تأسيس گرديدهاند .
از اين اصول يكى اصالة الحقيقة و ديگرى اصالة عدم النقل است :
1 - مراد از اصالة الحقيقه آن است ، كه هر گاه لفظى مجردا از قرائن استعمال گردد ، و معلوم نشود كه مراد قائل از آن ، معنى حقيقى كلمه است يا معنى مجازى در اين صورت گفته مىشود كه مراد وى معنى حقيقى است زيرا اصل در استعمال حقيقت است .
2 - اصالة عدم النّقل ، اين اصل كه باستصحاب قهقهرائى نيز ناميده مىشود در مواقعى مورد استناد قرار ميگيرد كه بنا بدلائلى ثابت شود ، لفظى كه در مقابل معنائى استعمال شده دلالتش بر آن معنى در برههء از زمان دلالت حقيقى بوده است ، در اين صورت استعمال آن در زمانهاى ديگر نيز محمول بر حقيقت ميگردد زيرا اصل عدم نقل است .
مثلا صيغه امر چون در عرف معاصر حقيقت در وجوب مىباشد لذا صيغهء مزبوره در استعمالهاى اهل لغت و اهل شرع نيز كه در زمانهاى پيشين بوقوع پيوسته حمل بر وجوب مىشود زيرا اصل اين است كه لفظ از معنى حقيقى بمعنى مجازى نقل نشده باشد .
( اصول رشاد ص 20 )
اصالَةُ الْحُلوُل
- از اصطلاحات اصولى است :