سفر از خلق به حق دوم سفر به حق در حق سوم سفر از حق به خلق چهارم سفر به حق در خلق .
( اسفار ج 1 ص 2 ، 200 ) در نفحات آمده است كه نخستين سفر از خلق بسوى حق است و در اين سفر سالك از كثرات موجودات روى گردانيده بسوى حقيقت و عالم وحدت توجه كند و آن را مراحلى است دوم سفر از حق است كه در اين سفر سالك در اوصاف و اسماء الهى سير مىكند و اندك اندك خود را چون قطرهء آبى در درياى مواج عظمت احديت غرق مىبيند سوم سفر از حق به خلق است كه فناء در حق است چهارم سفر آخرت است به حق در خلق .
( از نفحات ص 108 ) سفر از خلق به حق هشت است :
اول مرحلهء طلب ، دوم تهذيب اخلاق سوم پديد آمدن احوال چهارم شوق و اضطراب ، پنجم عشق و محبت ، ششم سكر و حيرت ، هفتم فناء و بقاء ، هشتم توحيد .
ب - سفر از حق بسوى حق است كه درين سفر سالك در اوصاف و اسماء الهى سير مىكند و اندك اندك خود را چون قطرهء آبى در درياى مواج عظمت و جلال احديت غرق مىبيند و پردهء منيت برداشته مىشود .
ج - سفر از حق به خلق كه فناء در حق است .
د - سفر آخرتست به حق در خلق ( مقدمه نفحات ص 108 ) .
اسْقاطِ خِيار غَبْن
- ( از اصطلاحات فقهى است ) در كليات حقوقى آمده است :
اسقاط خيار غبن بعد از عقد در صورتى كه بعد از علم مغبون بغبن باشد خالى از اشكال است .
اما قبل از علم بغبن ممكن است اشكال شود كه هنوز غبنى محقق نشده تا بتوان آن را اسقاط نمود .
و اين اشكال وارد نيست زيرا همين كه احتمال وجود آن داده شود عقد اقتضاء آن را خواهد داشت و مىشود آن را اسقاط نمود .
چنان كه ممكن است در ضمن عقد شرط تبرى از عيب نمود و يا قبل از تبين عيب آن را اسقاط كرد ، نظير طلاق زنى كه زوجيت او مشكوك باشد .
و به همين جهت ممكن است خيار غبن را مورد مصالحه قرار داد اگر چه هنوز تحقق نيافته باشد . هر چند در اين صورت صلح آن با ضميمه بهتر است .
( كليات حقوقى 124 )
اسْكافِيّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از معتزليانند و ياران ابو جعفر اسكافند كه گويند خدا بر مردان عاقل نتواند ستم كند و لكن بر اطفال ستم كند و بر مجانين ظلم روا دارد . ( از دستور ج 1 ص 112 - - كشاف ج 1 ص 747 و از مختصر الفرق ص 115 )
اسْكان
- ( اصطلاح ادبى ) ساكن كردن و حذف حركت باشد و بالجمله اسكان هر زبان عرب يا بنقل باشد يا به حذف ؟ ؟ ؟ ؟
به سكون و جزم شود .