مرگ شوهر ( پدر فرزند ) از سهم الارث فرزندش آزاد مىشود . رجوع شود به ( شرح لمعه ج 2 ص 175 - ج 1 ص 213 - كشاف ج 2 ص 1470 - دستور - ج 1 ص 111 ) .
اسْتِيْناف
- ( اصطلاح ادبى و حقوقى ) در لغت ابتدا باشد و شروع باشد .
در ادب جمله و كلامى را گويند كه منقطع الارتباط از ما قبل خود باشد و جمله مستانفه جملهايست كه مقطوع از ما قبل خود شود در مقابل جملهء مبتدئه كه آن باشد كه كلام بدان شروع شود و فرقش اين است كه مستأنفه كلام مجددى است كه ارتباط آن با كلام قبل قطع شده است بر خلاف مبتدئه و اقسامى دارد .
در فقه اعادهء فرائض است كه بيكى از اسباب و علل فساد باطل شود . رجوع شود به ( كشاف ج 1 ص 89 - مطول ص 218 ) .
اسْجاع
- ( اصطلاح ادبى ) بفتح همزه جمع سجع و اصطلاح عروض است و آن بر سه قسم است متوازى ، مطرف و متوازن رجوع به سجع شود و رجوع به ( حدايق ص 14 ) شود .
اسْجال
- ( اصطلاح ادبى ) در ادب ايراد الفاظى است كه بر مخاطب مسجل كند كه مورد خطاب واقع است مانند
« رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ
رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ »
زيرا كه تخلفى در وعد خدا نيست ( از كشاف ج 1 ص 761 ) .
اسْحاقِيَّه
- ( اصطلاح كلامى و ملل و نحل ) فرقه از غلاتاند كه نصيريه هم گويند عقيده آنها اين است كه خداى در حضرت على حلول كرده است ( از كشاف ج 1 ص 749 ) .
اسَد
- ( از اصطلاحات نجومى و هيوى و گاهشمارى است . ) و يكى از بروج دوازدهگانه را اسد گويند و بالاخره يكى از صور بروج است و شامل 17 ستاره است داخل صورت و 8 ستاره است خارج صورت و بدين جهت اسد نامند كه مجموع آن به شكل شير بود و پارهء به صورت قلب الاسداند و پارهء به صورت رأس و . . .
برج اسد را نارى و مذكر دانند و نهارى شرقى و ثابت صيفى نامند و در آن شرفى و هبوطى نبود و آن و بال زحل بود ( از صور كواكب ص 171 و رسائل اخوان رساله نجوم ص 89 ) .
اسَدِ اصْغَر
- ( اين اصطلاح نجومى و هيوى است ) و نام يكى از صور كواكب بود واقع بين دب اكبر و اسد .
اسْراء
- ( اصطلاح عرفانى ) ( بضم همزه و فتح سين ) آنان كه در بند تعلقات نفسانى و تمتعات مادى ميباشند . ابو بكر واسطى گويد « الإسراء على وجوه ، اسير نفسه و شهوته و اسير شيطانه و هواه و اسير ما لا معنى له ، لفظة او لحظة ، هم الفساق و مادام للشواهد على الاسرار اثر و للا - عراض عن القلب خطر فهو محجوب بعيد من عين الحقيقة و ما تورع المتورعون و لا تزهد المتزهدون الا بعظم الاعراض فى -