اسرارهم فمن اعرض عنها ادبا او تورع عنها ظرفا فذلك الصادق فى ورعه و الحكيم فى ادبه » ( طبقات ص 353 ) .
حظ نفس خود در باقى كن و مراد خود فداى مراد ازلى كن .
تو بندهء و بنده را مراد نيست ، و حظ خود ديدن سيرت جوانمردان نيست ، و از خود باز رستن جز كار صديقان نيست : تا با تو توئى تو را به خود ره ندهند ، چون بىتو شدى ز ديده بيرون ننهند . ( از عده ج 5 ص 516 )
أَسْرار
- ( اصطلاح عرفانى ) مقام فناء سالك است در حق و در موقع وصول تام بسوى او به حكم « لى مع اللّه وقت » ( كشاف ص 655 ) .
اسْرار طَرِيقَت
- ( اين اصطلاح عرفانى است ) و عبارت از احوال حقيقت است زيرا طريقت مقدمهء حصول حقيقت است و چنان كه طريقت سر شريعت است حقيقت سر طريقت است و طريقت - بىشريعت وسوسه است و حقيقت بىطريقت زندقه و الحاد است .
( از كشاف ص 655 )
اسْراف
- ( اصطلاح اخلاقى ) اسراف يعنى زيادهروى . و اصطلاح اخلاقى است و آن چنان بود كه در اموال وجوه بد مانند شهوات و لذات صرف شود و يا زياده از حد واجب در وجه واجب خرج شود .
( اخلاق ناصرى ص 174 ) و نزد فقهاء عبارت از زيادهروى در كارهاست و زيادهروى در هر امرى را گويند و آن حرام است ، چنان كه فرمود
« إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ »
.
و بر ذوق جوانمردان ، اسراف آنست كه حظ نفس در آنست و گر چه حبه بود يا ذره .
و بموسى خطاب آمد : خواهى كه همه آن رود كه مراد تو بود و . . .
اسرافِيْل
- ( از اصطلاحات علوم غريبه است . ) اين كلمه نام يكى از فرشتگان خداست و در قرآن هم نام آن برده شده است و فرشتهء احياء است چنان كه عزرائيل فرشته موت و اماتت است ، از اسرائيليات است و در اصطلاح اصحاب طلسمات و اوراد و ادعيه رمزى از طلسمى خاص بود كه نمايندهء آن طلسم مربع بود و روز او روز 5 شنبه است و آن از لحاظ طبع حار و رطب است .
( از شمس المعارف الكبرى ص 33 )
اسْرارِ مَكْنُون
- ( اين اصطلاح ذوقى است ) . منظور اسرار الهى است كه در نهاد موجودات نهاده شده است و فيوضات حق است در روحانيات كه بر حسب اقتضاى زمان آشكار گردد و از كمون به بروز آيد و رموزى است كه بجز اهل اللّه بدان دست نيابند .
( از رسائل اخوان رساله هيولى و صورت ص 7 )
اسْطُرْلاب
- ( از اصطلاحات علوم غريبه است ) و آن آلتى بود كه دوائر كره را بدان مقياس نمايند و آن را در علوم غريبه و تفال و ادعيه زياد به كار دارند