كندى خارج شود ( از شرح لمعه ج 1 ص 27 ) . رجوع به حيض شود .
و آن بر سه قسم است قليله ، متوسطه و كثيره و در هر حال خون استحاضه موجب وضوء و غسل است ( از عروة ص 117 - دستور ج 1 ص 101 ) .
اسْتِحالَة
- ( اصطلاح فلسفى ) استحاله تغيير و تحول از حالتى به حالت ديگر است كه حركت در كيف است چنان كه آب گرم شود و از تركيب چند عنصر كيفيت خاصى بوجود آيد كه مزاج باشد چنان كه گويند مبدأ مزاج استحاله است و در تعريف آن گفتهاند : « فما كان من هذه الجملة يبقى نوع الجوهر من حيث هذا المشار اليه ثابتا كالماء يسخن و هو ثابت بشخصه فهو استحالة و اگر نوع آن باقى نماند فساد است .
ارسطو گويد : « انواع الحركة ستة الكون و مقابله الفساد و النمو و مقابله النقص و الاستحالة و التغيير فى المكان » .
( مقولات ص 117 ) « و الاستحالة موجودة فى جميع أجناس الكيفيات الاربع التى عددناها او فى اكثرها » .
( مقولات ص 117 ) « يجب ان يكون حركة الاستحالة غير واحدة من سائر الحركات » .
( مقولات ص 118 و رجوع شود به تفسير ما بعد الطبيعه ابن رشد ص 89 ) و بالجمله استحاله بمعنى خاص فلسفى خود عبارت از حركت در كيف است مانند تسخن و تبرد و هر تغييرى كه موجب زوال صورت نوعيه نوع نگردد استحاله و در موقعى كه موجب زوال صورت نوعيه اشياء شود فساد است .
و در كشاف است كه مراد از استحاله تغيير صور نوعيه است و در اين صورت موافق با عبارات كسانى است كه استحاله را مرادف با انقلاب گرفتهاند .
( كشاف ج 1 ص 437 ) تغييرات و تحولاتى كه در اشياء حاصل مىشود مادام كه بسرحد تحول از صورتى به صورت ديگر نرسيده باشد استحاله گويند و موقعى كه منجر بزوال صورت نوعيهء آن شود مثل آنكه آب هوا شود فساد صورتى و كون صورتى ديگر است و اين است معنى كون و فساد در كلمات فلاسفه .
( رجوع شود به شفا ج 1 ص 27 - اسفار ج 2 ص 170 ، 207 )
اسْتحسان
- ( اين اصطلاح اصولى و عرفانى است ) و در لغت نيكو شمردن چيزى يا نيكو دانستن آن باشد و عدهء از علماء اسلام عمل باستحسانات كنند و گويند هر حكمى كه به نظر فقيه مستحسن آمد روا باشد بدان عمل كند بموجب
« يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ »
و
قال النبى « ما رآه المؤمنون حسنا فهو عند اللّه حسن »
و بالجمله استحسان دليلى است خفى كه در نفس مجتهد خلجان كند و نتواند از آن تعبير كند و برخى در تعريف آن گويند « هو العدول عن قياس الى قياس اقوى و قيل العدول الى خلاف الظن لدليل اقوى » ( از التلويح ص 571 - الموافقات ج 3 ص 22 ) .