تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
شرعى از اجماع و جز آن نباشد . ( از الموافقات ج 1 ص 39 )

اسْتِراحَت

- ( اصطلاح عرفانى ) آرام گرفتن در كنف حمايت و الطاف الهى است كه از شرائط سلوك و طريقت است . ابو الحسين هند الفارسى گويد : « استرح مع اللّه و لا تسترح عن اللّه فان من استراح مع اللّه نجا و من استراح عن اللّه هلك و - الاستراحة مع اللّه تروح القلب بذكره و - الاستراحة عن اللّه مداومة الغفلة » . ( طبقات ص 299 )

اسْتِرْضاع

- اين اصطلاح فقهى است و دايه ( طايه ) خواستن و گرفتن باشد ( از شرح لمعه ج 2 ص 65 ) .

اسْتِسْقا

- اين اصطلاح فقهى است و در لغت آب خواستن و اعطاء چيزى باشد كه مىآشامند و در اصطلاح باران خواستن و طلب باران باشد از خداى متعال بر وجه مخصوص در موقع حاجت و لزوم و خشك سالى بدين طريق كه نمازى با جماعت خوانند و بعد دعا و خطبه لازم خوانده شود . ( دستور ج 1 ص 97 ) ( كشاف ج 1 ص 801 رجوع به صلاة استسقاء شود )

اسْتِسْلام

- ( اصطلاح عرفانى ) تسليم شدن و خواستن و خود را يك بار فراموش كردن
« قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
. و گفته‌اند كه از ابراهيم استسلام خواستند و آن از اعمال بنده است و غايت آن پيدا و حد آن نامعلوم ازين جهت گفت
« أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
و از مصطفى علم خواستند و علم از احوال بنده بيرون است و حد آن نامفهوم و غايت آن ناپيدا . ( از عده ج 1 ص 371 )

اسْتِصْحاب

- ( اصطلاح اصولى ) طلب مصاحبت و صحبت باشد و در اصطلاح اصوليان اجراء حكم سابق باشد در حال و « هو الحكم ببقاء حكم او موضوع ذى حكم شك فى بقائه » . ( كفايه ج 2 ص 273 ) و در هر حال استصحاب عبارت است از آنكه در وقتى حكمى ثابت باشد براى امرى و در وقت ديگر كه دليلى بر انتفاء آن حكم نباشد همان حكم سابق در لاحق اجرا شود مثلا كسى در اثر نبودن آب تيمم كند و شروع به خواندن نماز كند و در اثناء آن آبى پيدا شود مسلم است كه قبل از پديد آمدن آب واجب بود بر او نماز با تيمم و اكنون آب پيدا شده است ، به حكم استصحاب صحبت و بقاء حكم سابق ، نمازش را تمام مىكند و يا آنكه قطع دارد كه آبى در سابق پاك بوده است و اكنون مدتى گذشته است شك دارد كه آيا به همان حالت پاكى مانده است يا نجس شده است ، به حكم استصحاب پاك است و بديهى است كه استصحاب در مواردى كه امارات معتبره شرعى باشد اجرا نشود و بالاخره مورد استصحاب قطع بثبوت چيزى ( اعم از حكم يا موضوع ) و شك در بقاء آنست كه تعبير كنند به يقين سابق با شك لاحق و دلائل حجيت آن رواياتى است از جمله « لا تنقض اليقين بالشك و انما تنقضه بيقين آخر » شيخ انصارى گويد استصحاب حكمى است عقلى و از