تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
35 ) در اصول فقه نيز بحث شود كه آيا استثنا دلالت كند بر اختصاص حكم سلبا و ايجابا بمستثنى منه و شامل مستثنى نشود و بدين جهت است كه استثنا از نفى اثبات است مانند « لا صلاة الا بطهور » ( از كفايه ج 2 ص 327 ) . استثناء تام استثناء متصل استثناء منقطع استثناء مفرغ استثناء منفى استثناء موجب رجوع به استثناء شود

اسْتِثنائى

- ( اصطلاح منطق ) رجوع به قياس استثنائى شود .

اسْتِجابَت

- ( اصطلاح عرفانى ) استجابت بر لسان اهل اشارت بر دو وجه است يكى استجابت توحيد ديگر استجابت تحقيق ، توحيد يكتا گرفتن مؤمنانست ، تحقيق يكتا بودن عارفان است ، توحيد صفت روندگان است ، تحقيق حال ربودگان است ، آن صفت خليل است و اين صفت حبيب است . خليل رونده بود بر درگاه عزت ، بر مقام خدمت ايستاده كه فرمود
« وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
. روش سالكان در استجابت ظواهر است بر متابعت رسول و كيش ربودگان در استجابت سرائر است بر مشاهدة علام الغيوب . پير طريقت گفت
« اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ
بسرائركم
وَ لِلرَّسُولِ
بظواهركم
إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
حيوة النفوس بمتابعة الرسول و حيوة القلوب بمشاهدة الغيوب » . الهى نه جز از شناخت تو شاديست . نه جز از يافت تو زندگانى ، زندهء بىتو چون مردهء زندانى است ، زندگانى بىتو مرگست و زنده به تو زندهء جاودانيست . بىجان گردم كه تو زمن برگردى * اى جان جهان تو كفر و ايمان منى سالكان راه حقيقت دو فرقه‌اند ، عالمانند و عارفان « فالعالمون وجدوا قلوبهم و العارفون فقدوا قلوبهم « دل را - هست و دوست وطن ، چون به وطن رسيد او را چه بايد راه رفتن ، در بدايت از دل ناچارست و در نهايت دل حجابست ، تا بدل است مريد است و بيدل مراد است . از اول دل بايد كه دل راه شريعت بريدن نتوان ، و در نهايت با دل ماندن دوگانگى است و دوگانگى از حق دورى است . ( عده ج 4 ص 35 ) .

اسْتِحاضَة

- اين اصطلاح فقهى است و آن خونى باشد كه از رحم زنان خارج شود و زياده از ده روز باشد كه حد اكثر حيض است و يا زياده بر عادت مستمره باشد بعد از تجاوز از ده روز كه معلوم مىشود زياده بر عادت مستمره استحاضه بوده است و نيز خون بعد از سن يائسگى و خونى كه بعد از نفاس است و رنگ خون استحاضه زرد باشد و سرد و رقيق و سست يعنى به سستى و