تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
عربى و فارسى بسيار است . ( از مطول ص 371 - دستور ج 1 ص 109 ) .

اسْتِثْنا

- ( اين اصطلاح دستورى و قواعد زبان عرب است ) و اخراج چيزى از حكم ما قبل خود باشد يا تخصيص برخى باشد از جملهء كه داخل آن باشد . مانند « فسجد الملائكة كلهم الا ابليس » در سيوطى است كه استثناء عبارت از اخراج بواسطهء الا يا امرى است كه بمعنى الا است ( اخوات الا كه غير ، سواء ، سواء ، عدا ، حاشا و خلا است ) و بطور خلاصه مستثنى بر دو قسم است 1 - مستثنى به الا 2 - مستثنى به غير الا . مستثنى به إلا هم يا در كلام موجب است و تام يعنى مستثنى منه آن مذكور است در اين صورت مستثنى منصوب خواهد بود مانند مثال بالا و يا در كلام منفى است و تام يعنى بعد از نفى و نهى و استفهام در اين صورت اعراب آن اعراب مستثنى منه مىباشد بنا بر بدليت بدل بعض از كل مانند
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ
و مانند
وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
و روا باشد كه منصوب شود بنا بر استثنا و يا مستثنى منقطع مىباشد يعنى مستثنى از جنس مستثنى منه نمىباشد در اين صورت دو وجه جايز باشد نصب و رفع مانند
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ
به رفع اتباع يا نصب آن و مانند « و بلدة ليس لها انيس الا اليعافير و الا - العيس » و يا مفرغ است يعنى مستثنى منه آن مذكور نمىباشد در اين صورت اعرابى كه مقتضى ما قبل « الا » است بدان دهيم يعنى فرض كنيم كه الا وجود ندارد و آن بعد از نفى و شبه آن واقع شود مانند « ما فعلوه الا قليل » و مانند « لا يتّبع الا - الهدى » . مستثناى مفرغ مقابل تام است و منقطع مقابل متصل است . و اگر مستثنى به الا نباشد اگر به كلمهء غير باشد مجرور خواهد شد باضافه و خود غير معرب شود باعراب مستثنى بالا بر حسب موارد مانند « ما جاءني القوم غير زيد » به نصب غير و مستثنى به سوا بفتح سين و سوى بضم سين نيز مانند كلمهء غير باشند و در استثناء بليس مستثنى منصوب شود بنا بر آنكه خبر ليس باشد و اسم آن در تقدير گرفته شود مانند « جاء القوم ليس زيدا » و استثناء به كلمات خلا ، عدا يا منصوب شوند بنا بر آنكه فعل متعدى باشند و مستثنى مفعول آنها باشد چنان كه در استثناء به حاشا و كان اگر منفى بلا باشد مانند « قاموا الا يكون زيدا » . و در استثناء به عدا و خلا روا باشد كه مستثنى مجرور شود مانند « ما خلا اللّه لا انجو سواك » بنا بر آنكه حرف جر باشد و اگر با ما استعمال شوند « ما عدا ، ما خلا » بطور حتم منصوب شوند زيرا در اين صورت فعل خواهند بود زيرا ما در آنها مصدريه است كه مخصوص به فعل است . مانند « الا كل شىء ما خلا اللّه باطل » و اگر ما را زائده بدانيم جر داده مىشود ( از سيوطى ص - 11 - 113 - الاحكام فى اصول الاحكام ص 10 - ابدع البدائع ص