تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
باشد مهلت ميدهد كه در تمام فصول چهارگانه با هم باشند و چنانچه پس از گذشتن سال ، مرد به همان حال باقى بود زن حق فسخ خواهد داشت . اگر فسخ قبل از دخول باشد زن مستحق مهرى نخواهد بود مگر در عنن كه مستحق نصف است و اگر بعد از دخول باشد استحقاق تمام مهر را خواهد داشت . در عيوب مذكوره هر كدام بموقع خود خيار فسخ فورى است . عيوب مذكوره كه موجبات فسخ را فراهم ميسازند اختصاص به عقد دائم نداشته بلكه در عقد منقطع نيز جارى خواهد بود . پس هر عيبى كه در عقد دائم موجب فسخ باشد در منقطع نيز موجب فسخ است . ( كليات حقوقى ص 293 ، 295 )

اسْباب مُفِيد مُلْك

- ( اصطلاح فقه و قواعد فقهى ) اسباب مفيد ملك يا اسباب مفيد ملك عين‌اند به عقد معاوضه مانند بيع ، صلح ، مزارعه ، مساقات ، مضاربه اسبابى كه مفيد ملك عين‌اند به عقد غير معاوضه مانند هبه ، صدقه ، وقف ، وصيت به عين ، اسبابى كه مفيد ملك عين‌اند بدون عقد مانند حيازت ، ارث ، احياء موات و اغتنام . اسبابى كه مفيد ملك منفعت است به عقد معاوضه مانند اجاره اسبابى كه مفيد ملك منفعت است به عقد غير معاوضه مانند وصيت به منفعت و عمرى ، اسبابى كه مفيد ملك منفعت است بدون عقد مانند ارث منافع . ( از قواعد شهيد ص 5 ) .

اسْبابِ مَنْع صَرْف

- ( اصطلاح ادبى ) اسباب منع صرف عبارتند از خصوصياتى كه موجب شوند اسم معرب غير منصرف شود يعنى از جر و تنوين معاف و ممنوع شود و بالجمله هرگاه در اسمى دو سبب از اسباب زير يا يك سبب كه قائم مقام دو سبب است باشد آن اسم غير منصرف مىشود يعنى مجرور نشود و بجاى جر فتحه داده شود و تنوين هم نپذيرد آن اسباب عبارتند از : 1 - عدل يعنى عدول كردن لفظى از وضع و صيغهء اصلى خود 2 - وصف مانند اسود و ارقم كه در اصل وصف بوده‌اند و آن با علميت جمع نشود 3 - وزن فعل مانند شمر 4 - معرفه يا علميت 5 - الف و نون زائدتان 6 - جمع يعنى وزن جمع منتهى الجموع 7 - تركيب 8 - تأنيث بتا 9 - عجمة رجوع به منبع صرف شود - و نيز رجوع به ( الهدايه فى النحو ضميمه جامع المقدمات ص 184 - سيوطى 183 ) شود .

اسْبابِ وَلايَت

- ( اين اصطلاح اصولى و فقهى است ) و اسباب ولايت ابوت و جدودت است كه ولايت آنها اجبارى است و ديگر ملك يمين و وصايت و ولايت حاكم است .

اسْبابِ قاصِيَه - اسبابَ قُصْوَى

- علل اوليه را از آن جهت كه غايت عقليه و غايت الغايات كائنات‌اند اسباب قصوى و عاليه و قاصيه نامند و از آن جهت كه مبادى وجود و آفرينش‌اند مبادى اوليه نامند . ( اسفار ج 2 ص 103 - شفا ج 2
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 160 | سيد جعفر سجادى