و از آن جهت كه مبادى وجود عالم آفرينشاند مبادى اوليه نامند . ( شفا ج 2 ص 514 ) .
اسْباب عَقْلِىّ
- آنچه عقلا سبب باشد مانند تعلم كه سبب علم است .
اسْباب عِلْم
- اين اصطلاح كلامى است . متكلمان اسباب دانش را سه امر ميدانند يكى نقل كه اخبار متواتر بود و آيات و دوم حواس سالم و سوم عقل .
( رجوع شود به عقايد نسفيه ص 26 )
اسْبابِ فُرقَت نِكاح
- ( اصطلاح اصول و قواعد فقه ) اسباب جدائى زن و شوى و قطع علقهء نكاح عبارتند از خلع ، طلاق ، مبارات ، فسخ ، عيب ، كفر ، تجدد عتق ، رضاع ، مصاهره ، استرقاق زوج ، تجدد اسلام و لعان . ( از قواعد شهيد ص 182 ) .
اسْبابِ فَسْخ نِكاح
- ( از اصطلاحات فقهى و قواعد فقه است ) در كليات آمده است :
در صورتى كه زوج مرتد گردد و ارتدادش ملى باشد زن بايد از او جدا شده و عده نگاه بدارد ، پس اگر قبل از انقضاء عده مرد باسلام بازگشت نمود رابطهء زوجيت بين آنها برقرار خواهد بود .
در صورتى كه ارتدادش فطرى باشد به مجرد ارتداد ، افتراق قطعى بين آنها حاصل خواهد شد . و عده زن بر اين تقدير عده وفات است .
در صورتى كه ارتداد از طرف زن باشد حصول افتراق قطعى موقوف بانقضاء عده است و عده زن عده طلاق است . پس اگر زن در اثناء عده توبه كرد و باسلام عودت نمود زوجيت باقى و برقرار خواهد بود .
عيوبى كه مشترك است بين مرد و زن يعنى در هر كدام باشد ديگرى حق فسخ نكاح را خواهد داشت بدين قرار است : 1 - جنون و لو ادوارى باشد 2 - جذام 3 - برص .
1 - كوبيدگى انثيين كه مقصود از آن خايه است بطورى كه بالمره از كار افتاده باشد و يك چنين حالتى را به عربى خصاء و وجاء گويند .
2 - عنن و آن ضعفى است مخصوص آلت رجوليت خواه اصلى باشد يا عرضى .
3 - جب و آن قطع آلت رجوليت است .
4 - افضاء و آن عبارت است از اينكه مسلك بول و حيض يكى شده باشد .
5 - قرن آن استخوانى است در رحم مانع از وقاع و زنى را كه داراى اين عيب باشد قرناء گويند .
6 - رتق و آن التحام رحم است بطورى كه مانع از وطى باشد و زنى كه اين عيب را دارا باشد رتقاء گويند .
7 - لنگى بطورى كه زمينگير شده باشد .
عيوب مذكوره باستثناى جنون و عنن وقتى موجب حق فسخ خواهند بود كه مجهول بوده و موجود قبل از عقد باشند .
در مورد عنن ، زن قبل از ارجاع امر به حاكم شرع حق فسخ ندارد .
و پس از ارجاع امر به حاكم ، حاكم يك سال براى اينكه مرد مجال معالجه داشته