كه ادنى مراتب آن ظن و اعلاى آن يقين است . ( كشاف ج 1 ص 516 ) « و العلم ان كان اذعانا للنسبة تصديق و الا فتصور » .
( متن تهذيب المنطق تفتازانى )
ارائِك تَوْحِيد
- ارائك توحيد عبارت از اسماء ذاتى است از آن جهت كه مظهر ذاتند اولا در حضرت و احديت .
ظاهرا اين اصطلاح مأخوذ از قرآن مجيد باشد كه فرمايد :
مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً .
اذْ ما
- ( اصطلاح ادبى ) اين كلمه از اداة شرط است كه دو فعل را جزم ميدهد و آن نزد سيبويه حرف است بمنزلهء ان شرطيه و نزد مبرد ظرف است .
( از مغنى ص 46 )
اذْن
- بكسر همزه و سكون ذال ( اصطلاح اصولى و فقهى ) است و در لغت اعلام باشد و اعلام باجازهء در تصرفات است و اطلاق و رهائى است و اذن مملوك باشد در تجارت و اسقاط حجر باشد ازو « هو فك الحجر و اسقاط الحق » ( دستور ج 2 ص 64 ) .
و بالجمله اذن در هر موردى اطلاق خاص دارد و آن بر دو قسم است صريح و غير صريح كه اذن فحوى گويند و اذن شاهد حال هم گويند قسم اول كه مدلول لفظ است بدلالت مطابقى مانند آنكه بگويد در خانه من نماز بخوان و از آب منزل بياشام . . . و قسم دوم مفاد مدلول التزامى است از باب مفهوم موافقت چنان كه كسى بگويد امروز مهمان من ميباشى كه اذن ضمنى است براى انجام كليه فرائض در منزل او و اذن شاهد حال مثل آنكه ميان دو نفر دوستى كاملى باشد بطورى كه شاهد حال حكم كند كه هر يك مىتوانند از منزل و غذا . . . ديگرى استفاده نمايند ( عوائد الايام ص 12 ، 15 ) .
اذن شاهد حال رجوع باذن شود اذن صريح رجوع باذن شود اذن فحوى رجوع باذن شود
اذَنْ
- كلمهء اذن بكسر همزه و فتح ذال از نواصب فعل مضارع است جمهور نحويان گويند اين كلمه اسم است و گويند اصل در « اذن اكرمك ، اذا جئتنى اكرمك » بوده است . جملهء « جئتنى » حذف شده است و عوض آن تنوين آمده است و بجاى تنوين نون نويسند و بنا بر اين مركب از إذ و إن است و بنا بر حرفيت بسيط است و بر فرض حرف بودن از حروف ناصبه است و معناى آن جواب و جزا است و گاه فقط براى جواب است مانند « احبك اذن اظنّك صادقا » .
كه در اين مثال مجازاتى نيست در رسم الخط آن بعضى گويند با الف « اذا » نوشته شود و برخى ديگر گويند با نون « اذن » نوشته مىشود . ( از مغنى ص 8 / 9 )
اذكار صَلاة
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به مستحبات نماز شود .
اذكارِ مُسْتَحَبّهء نَماز
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به مستحبات نماز شود .
ارادَة
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) اراده از نظر لغوى به معناى خواستن و قصد