اذان
- اين اصطلاح فقهى است و اسم است از تأذين يعنى اعلام و شرعا اعلام بوقت صلاة باشد بكلمات معلومهء مأثوره و آن پانزده كلمه و 18 فصل است به اين ترتيب چهار تكبيرة و چهار شهادتين ( دو شهادت بر واحد نيت خدا و دو شهادت بر رسالت حضرت محمد ) دو حى على الصلاة و دو حى على الفلاح و دو حى على خير العمل و دو تكبير دوم .
و اقامت در تمام فصول دو به دو است باضافه دو مرتبت قد قامت الصلاة بعد از حى على خير العمل و يك تحليل در آخر و بنا بر اين فصول آن 17 است . ( از عروة ص 230 ، شرح لمعه ج 1 ص 59 ، دستور ج 1 ص 64 ، كشاف ج 1 ص 104 ) .
معتقد الاماميه در اين باب گويد :
بانگ نماز و اقامت هر دو سنت است ، و در نماز جماعت بر مردمان واجب است بروايتى ، در نمازهايى كه قرائت بلند خوانند تاكيد بيشتر است ، و تاكيد استحباب در قامت بيشتر است از بانگ نماز .
و زنان را روا بود كه بانگ نماز و قامت گويند ، اما نچنان كه آواز ايشان مردان شنوند .
بانگ نماز هجده فصل است : در اولش « اللّه اكبر » چهار بار ، آنگه « اشهد ان لا إله الا اللّه » دو بار ، « اشهد ان محمدا رسول اللّه » دو بار ، « حى على الصلاة » دو بار ، « حى على الفلاح » ، دو بار ، « حى على خير - العمل » ، دو بار ، « اللّه اكبر » دو بار ، « لا إله الا اللّه » دو بار .
و قامت هفده فصل است : دو تكبير از اول بيفتد ، و بعد از « حى على خير العمل » دو بار « قد قامت الصلاة » گويد ، و در آخر يك بار « لا إله الا اللّه » بيفتد .
و ترتيب در هر دو واجب است . و بانگ نماز به ترتيل بايد گفت ، و قامت بشتاب . و بر آخر وقف بايد كرد ، چنان كه :
« اللّه اكبر » .
و سنت است كه با طهارت باشد ، و بر پاى و روى به قبله آورده باشد ، و در ميانه سخن نگويد .
و در ميان بانگ نماز « الصلاة خير من النوم » ، گفتن مكروه است . و ترتيب در بانگ نماز اينست . و بنزد شافعى در بانگ نماز بامداد سنت است ، و در ديگر نمازها مكروه ، و قولى ديگر شافعى را آنست كه در همهء نمازها مكروهست ، و اين در كتاب خويش كه آن را « ام » نام نهاده است آورده است . و گفته كه ابو مخدوره كه مؤذن پيغمبر ص بود ذكر اين نكرد ، و اگر سنت بودى ذكر آن كردى ، چنان كه فصول ديگر را ذكر كرده است .
و ترجيع مكروه است و آن آنست كه شهادتين را دو بار آهسته گويند ، و آنگه بازگردند ، و دو بار ديگر بآواز بلند گويند .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 217 ، 218 )
اذْعان
- ( اصطلاح منطقى و فلسفى ) اذعان بمعنى اعتقاد و عزم قلب و جزم اراده را گويند كه بعد از تردد و تحير و دو دلى حاصل مىشود و آن را مراتبى است