فصل ( هشتم )
اندر گونها از « 1 » نبض مركب كه نام خاص دارد .
نبض مركّب آن نبض را خوانند « 2 » - كه حكمش از دو سه حال وى گيرند ، چنان كه مورچهء « 3 » كه اندر وى خردى و تواتر « 4 » بود . و قسمت ايشان كه نبض مركبند « 5 » بسيار است ، و همه را نام نيست ، و بعضى را نام هست ، آن را كه نام هست چون نبض ستبر « 6 » باشد كه بتازى غليظ خوانند ، و چون نبض باريك كه بتازى دقيق خوانند .
ستبر - آن بود « 7 » كه پهنا و بلندا بيشتر دارد .
و باريك آن بود كه پهنا كم دارد ، و درازا بيش .
و ازين جمله - نبض آهوى است - كه بتازى غزالى خوانند ، - كه اندر يك جزو گران مىآيد - آنگاه بيكبار « 8 » تيز شود .
و موجى « 9 » است . كه جزوى بزرگتر بود - و جزوى خردتر چون « 10 » موجها - با نرمى ، و سخت خرد « 11 » نبود .
هامش
( 1 ) - گونهاى - د .
( 2 ) - گويند - ب - ج - د .
( 3 ) - چنان كه مورچگى - ب - ج ، - چنان مورچگى - د .
( 4 ) - خوردى و متواترى - ب ، - خردى و متواترى - ج ، - خردكى و تواتر - د .
( 5 ) - مركب آيد ( ظ : اند ) - آ .
( 6 ) - بيشتر - آ .
( 7 ) - بى : « كه بتازى » تا « آن بود » - د .
( 8 ) - آنگه بيكبار - د ، - آنگاه يك بار - ب .
( 9 ) - موجى آن - آ .
( 10 ) - خوردتر چون - آ ، خردتر و - ب - ج .
( 11 ) - خورد - ب .