وى آكندگى نبيند « 1 » - آن را نبض تهى خوانند ، و ميان ميان را معتدل .
فصل ششم
« 2 » و امّا باب يك بديگر « 3 » ماننده بودن - و نابودن « 4 » هر گاه كه « 5 » نبض سپسين با پيشين ماند به همه گونهها « 6 » ، آن را نبض هموار خوانند - باطلاق « 7 » و بتازى مستوى « 8 » . و هر گاه كه « 9 » نماند مختلف خوانند ، و هر گاه ببابى نماند - و ببابى ماند « 10 » ، مثلًا ببزرگى چون يكديگر « 11 » بوند ، و لكن بتيزى نه چون يكديگر بوند ، گويند « 12 » :
مستويست ، ببزرگى مختلف * است * بتيزى .
هامش
( 1 ) - بيند - ج .
( 2 ) - بى : ششم - ب - ج .
( 3 ) - يك به يكديگر - ج .
( 4 ) - نبودن - آ .
( 5 ) - بى : كه - ب .
( 6 ) - سپسين پيشين ماند بهمديگر - آ ، - سپس چون پيشين ماند به همه گونها - ب - ج .
( 7 ) - بالاطلاق - ب .
( 8 ) - مستوى خوانند - د .
( 9 ) - بى : كه - آ .
( 10 ) - ببابى بمانند و ببابى نمانند - آ ، - كه ببابى نماند و ببابى ماند - ج ، - ببابى ماند و ببابى نماند - د .
( 11 ) - يك بديگر - د .
( 12 ) - بتيزى چون يكديگر نبود گويند - آ ، - بتيزى چون يكديگر نبود گويند كه - ج . - مقصود اينست كه در باب بزرگى ( عظم ) و خردى ( صغر ) يعنى : باب مقدار حركت نبض بزرگيشان مانند همديگر باشد ، ولى در باب تيزى ( سرعت ) و درنگى ( بطء ) يعنى باب چگونگى « كيفيّت » حركت نبض تيزى و درنگيشان مانند همديگر نباشد .