كه دوان دوان زود « 1 » بگذرد - و او « 2 » را تيز و سريع خوانند ، و اگر بدير و درنگ گذرد ، او را بطيء « 3 » خوانند ، و ميان ميان را « 4 » معتدل سرعت خوانند « 5 » .
و امّا باب قوّت - و ضعف .
هر گاه كه « 6 » زخم انبساط سخت بود « 7 » ، و انگشت را بيم بود كه بردارد - و دور اندازد ، او را قوى خوانند ؛ و هر گاه « 8 » سست زخم بود ، و بكم مايه « 9 » گرفتن بيم « 10 » آن بود - كه « 11 » فرو ايستد او را ضعيف خوانند ، و ميان ميان را معتدل قوّت خوانند ، و « 12 » به همه بابها معتدل موافقتر بود « 13 » مر طبع را و پسنديدهتر ، الّا كه اندر « 14 » باب قوّت هرگه
هامش
( 1 ) - بى : زود - ج - د .
( 2 ) - بى : او - د .
( 3 ) - بطن - آ .
( 4 ) - بى : را - ج - د .
( 5 ) - بى : سرعت خوانند - آ ، - بى : خوانند - د .
( 6 ) - بى : كه - آ .
( 7 ) - بى : بود - آ .
( 8 ) - هر گاه كه - د .
( 9 ) - ( يعنى كم قوه ) - بكم ميانه - آ - ج .
( 10 ) - بى : بيم - آ .
( 11 ) - كه او - آ .
( 12 ) - بى : و - ج .
( 13 ) - بى : بود - آ .
( 14 ) - بى : كه اندر - ب - ج ، - بى : كه - د .