تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و « 1 » سؤم آن « 2 » كه چون قياس را تفصيل « 3 » كرده باشى بنگرى تا ميان « 4 » حدّ مهين و كهين و ميان دو پاره « 5 » نتيجه خلاف نبود ، و « 6 » بايد كه شرطهاء نقيض اندر « 7 » چنين جايگاه ياد « 8 » دارى ، تا بدانى كه اتّفاق « 9 » هست ؟ يا نيست ؟ و چهارم آن كه از نام « 10 » پرسيده آيد « 11 » . كه بسيارى بود كه نام يكى
هامش
( 1 ) - تفصيل كنى و بحدود ثلثه بازگردانى بنگر كه حدّ وسط بيك وجه و يك حال در هر دو مقدّمه است يا نه ؟ زيرا كه اگر در آن تفاوتى بود ، قياس نه قياس بود ، و غلط واقع شود ، مثلا هر زمان كه گوئى : هيچ خانه در مردم نيست ، پس در عكس آن گوئى : هيچ مردم در خانه نيست لازم آيد - كه عكس سالبهء كليهء همچون اصل صادق نباشد . و حال آنكه عكس سالبهء كليه دائما همچون اصل صادق است و سبب اين فساد آنست كه محمول اصل را بعينه موضوع عكس گردانيدهء ، و موضوع اصل را بعينه محمول عكس نگردانيدهء ، و اگر در عكس ميگفتى كه هيچ از آنچه در مردم است خانه نيست همچون اصل صادق ميبود - ن . ( 2 ) - آن بود - ل . ( 3 ) - بفصل - ط ، - قياس بفصل - د ، - تفصيل قياس - ن . ( 4 ) - بى : ميان - كب . ( 5 ) - دو پاره در - كب . ( 6 ) - بى : و - د ، - تا ميان حد اصغر و حدّ اكبر و ميان طرفين نتيجهء خلافى نبود و - ن . ( 7 ) - در - ن . ( 8 ) - به ياد - ن . ( 9 ) - كه تفاق - ل . ( 10 ) - بى : و - ن ، - و چهارم از نام - كب . ( 11 ) - پرسيد و آيد الخ - آ ، - پرسيده‌اند الخ - ل ، - پرسيده آيد كه بسيار - ه - كب - د .