اما مطلب اى ، يا از فصل پرسد « 1 » ، يا از خاصّه . و اما مطلب لم « 2 » دو گونه است :
يكى كه چرا « 3 » گفتى ؟
و ديگر كه « 4 » چرا هست ؟
و مطلب هل - و مطلب لم از قبل « 5 » تصديقاند « 6 » ، و مطلب ما و اى از قبل « 7 » تصوّرند « 8 » .
وصيتها « 9 » كه از مغالطات ايمنى دهند « 10 »
هم چنان كه بياموزيديم « 11 » - كه حدّ و رسم چگونه بايد كردن « 12 » ، وصيّت كرديم - كه « 13 » از خطاى حدّ چگونه پرهيز كنى ؛ همچنين نيز چون
هامش
( 1 ) - پرسند - ن - ل .
( 2 ) - لم بر - كب .
( 3 ) - آنكه چرا - ن ، - كه چرا و - ه .
( 4 ) - و ديگرى كه - ه ، - ديگر آنكه - ن .
( 5 ) - قبيل - ن .
( 7 ) - قبيل - ن .
( 6 ) - آيد - د .
( 8 ) - آيد - د .
( 9 ) - وصيتهايى الخ - ه - كب ، - وصيتهايى كه اندر الخ - د ، - وصيتها كه از مغالطات نگاهدارند - ن ، - وصيتها كه اندر مغالطات ايمنى دهد - ط ، - مثل متن و « دهد » بجاى « دهند » - ل .
( 10 ) - وصيتهايى الخ - ه - كب ، - وصيتهايى كه اندر الخ - د ، - وصيتها كه از مغالطات نگاهدارند - ن ، - وصيتها كه اندر مغالطات ايمنى دهد - ط ، - مثل متن و « دهد » بجاى « دهند » - ل .
( 11 ) - بياموزانيديم - ط ، - تعليم [ كرديم ] - ن .
( 12 ) - بايد كرد و - ن ، - بايد كردن و - كب .
( 13 ) - بى : « كه از خطاى حد » تا « پيدا كرديم » - ن .