تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
پيدا كرديم كه « 1 » قياس - و برهان ، چگونه بود « 2 » ، وصيت همىكنيم « 3 » باصلى چند - تا از غلط اندر قياس ايمنى افتد « 4 » ، و حاجت نيايد « 5 » بدراز كشيدن سخن ، و « 6 » به ياد كردن همه اسباب مغالطه . و « 7 » اوّل چيزى آنست كه ترا « 8 » عادت بايد كردن بباز بردن « 9 » قياسهاء « 10 » ، آشفته براستى تا زود بدانى كه اين سخن « 11 » قياس است و « 12 » كدام قياس است ؟ يا نه قياس است . و ديگر آن كه قياس را تفصيل « 13 » كنى و بسر حدّ باز برى ، و بنگرى « 14 » تا حدّ اوسط بر يك روى ، و بر يك حال اندر هر دو مقدّمه بود - كه اگر
هامش
( 1 ) - بى : كه : كب - د . چگونه است و - ن . ( 2 ) - بى : كه : كب - د . چگونه است و - ن . ( 3 ) - همىكنم - ه ، - مىكنيم - ن . ( 4 ) - ايمنى دهد - خ م ، - ايمنى و دهد - كب ، - كه آن اصول از غلط كردن در قياس نگاه‌دارد - ن . ( 5 ) - نباشد - ن . ( 6 ) - بى : و - ه . ( 7 ) - بى : و - كب . ( 8 ) - سخن بذكر تمام اسباب مغالطه پس اول وصايا آنست كه - ن . ( 9 ) - كرد ببازگردانيدن - ن ، - بى : « همهء اسباب » تا « عادت بايد كردن » - ه : ( 10 ) - بقياس مستقيم - ن ( 11 ) - بى : سخن - ه . ( 12 ) - بى : « و كدام » تا « نه قياس است و » - ه ، - بجاى « نه قياس » « ناقياس » - م - ك ، - قياس است يا نه و كدام قياس هست و - ن ، - بجاى « و ديگر » « ديگر » - د ، ( 13 ) - بفصل كنى و سر حد بدانى - د . ( 14 ) - بنگرى بر وى و هر يك تا حد اوسط - ه .
منطق ( فارسى ) — صفحة 157 | أبو علي سينا