چنان كه گوئى : مردم حيوانست ، و هر حيوانى « 1 » جسم است .
هر چند كه جسم علّت حيوانى « 2 » است ، و حيوانى « 3 » علّت جسمى نيست .
و ليكن حيوانى علّت آنست كه : مردم جسم است ، كه نخست « 4 » جسمى مر حيوانى راست ، و بسبب حيوانى مر « 5 » مردم راست . كه اگر حيوانى « 6 » موجود بودى - بىجسميّت مردمى هم چنان بودى « 7 » .
پيدا كردن قسمتهاء مطالب علمى
« 8 » مطلبهاء علمى همه چهار گونه است .
هامش
( 1 ) - حيوان - ل - كب .
( 2 ) - حيوان - د .
( 3 ) - حيوان - آ .
( 4 ) - نخستين - كب .
( 5 ) - بى : مر - كب ، - نسبت حيوانى مر - د ، - بسبب حيوان مر - آ ، - بسبب حيوانى هر - ه .
( 6 ) - حيوان - ل .
( 7 ) - همچنين - ط - كب - د . و پندارند كه شرط آن است - كه حدّ اوسط علت حد اكبر باشد ، چون آتش در مثال مذكور بلكه شرط آنست كه حدّ اوسط علت وجود حد اكبر باشد در حدّ اصغر چنان كه گوئى : مردم چرا حيوانست ، و هر حيوان جسم است كه درين صورت حيوان علت جسم نيست ، بلكه جسم علت حيوان است ، ليكن علت آنست كه مردم جسم باشد ، زيرا كه اول جسمست كه محمول بر حيوان است ، و بسبب حيوان بر انسان محمول ، تا اگر حيوان موجود بودى بىجسميت انسان همچنان ميبود - ن .
( 8 ) - باز نمودن حال مطلب علمى - د - ط ، - باز نمودن حال مطلبها . - كب .