تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
بوند « 1 » بمعنى سپسين « 2 » .

باز نمودن حال قياسهاء « 3 » برهانى

آنچه بايست گفتن « 4 » اندر اصول و مبادى و مسائل گفته آمد « 5 » اكنون اندر قياسها بايد كه سخن گفته آيد « 6 » . قياس برهانى دو گونه است « 7 » . يكى برهانى حقيقى است ، و او را برهانى چرائى خوانند « 8 » . و بتازى برهان لم خوانند « 9 » . و ديگر هم برهان است ، و ليكن برهان چرائى « 10 » نيست - كه « 11 » برهان
هامش
( 1 ) - بود - ط - ل . ( 2 ) - پيسين - ه ، - روى حد اصغر را پس لازم آيد محمول مسأله ذاتى اولى موضوع باشد ، و دانسته شد - كه اين نشايد - و نشايد كه حد اوسط ذاتى توسط حد اصغر بود ، و حد اكبر ذاتى اولى باشد اوسط را ، و شايد كه حد اوسط و اكبر هر دو ذاتى توسط باشند - ن . ( 3 ) - قياس - كب - د - ط . ( 4 ) - گفت در - ن . - بى : و - كب ، - گفت د اصول و - ن . ( 5 ) - گفته شد اكنون در - ن . ( 6 ) - بايد سخن گفتن - آ ، - بجاى « آيد » « شود » - ن . ( 7 ) - بر دو گونه بود - كب . ( 8 ) - بى : خوانند - ه ، - آن را برهان الخ - آ ، - او را برهان جزائى الخ - ط - د ، - او را برهان جزئى الخ - ن . ( 9 ) - بى : خوانند - ن - آ ، - لمى خوانند - ل . ( 10 ) - برهانى چرائى - ه ، - برهان جزائى - د ، - برهان جزئى - ن . ( 11 ) - نيست بلكه - ن .