مشهودات
« 1 » اما مشهودات « 2 » كه جز « 3 » مشهودى « 4 » ندارند « 5 » ، مقدّماتىاند ، كه عامّه ، و مانندهء « 6 » عامّه ، چنين « 7 » پندارند ، كه اندر طبع خرد « 8 » باوّل كارست « 9 » ، و نه چنان بود ، و « 10 » ليكن از « 11 » كودكى مردم آن شنود « 12 » ، و همه شهرها ،
هامش
مقدمه كه گرويدن به آن در عقل اولى باشد و هم مخالف آن نشود چنان كه وهم خلاف نكند در آنكه [ كل ] اعظم از جزء است ليكن هر گاه كه بطريق اوليات درست شود چيزى كه بخلاف محسوس باشد وهم تسليم مقدمات كند و تسليم نتيجه نكند زيرا كه تسليم خلاف مقدور وى باشد مثلا وهم حكم كند كه هر چه به آن اشاره نتوان كرد كه كجاست و نشايد كه بيرون عالم يا اندرون آن باشد آن چيز نباشد و همچنين حكم كند كه چاره نيست كه بيرون عالم يا خلا يا ملا بود و نشايد كه جسمى از آنچه هست بزرگتر شود الا به آنكه زيادتى از بيرون بوى رسد و در ميان وى فرجها پيدا شود عقل بحجت درست كند كه اين مقدمات .
( 1 ) - بى : اما مشهورات - كب ، - اما مشهوراتى - ن .
( 2 ) - بى : اما مشهورات - كب ، - اما مشهوراتى - ن .
( 4 ) - بى : اما مشهورات - كب ، - اما مشهوراتى - ن .
( 3 ) - بى : جز - ن ، - خبر - ل .
( 5 ) - ندارد - ن - ه .
( 6 ) - مانند - ه - ط - كب - ن - د .
( 7 ) - چنان - ن .
( 8 ) - خود - ق - م - ك .
( 9 ) - است به اول كار - ن .
( 10 ) - بى : و - د .
( 11 ) - از وقت - ن .
( 12 ) - شنوند - م - ك - ل .