كه « 1 » خداى قادر است بر محال ، و عالم است - و دانا ، به آن « 2 » كه ورا يارست .
و بسيار مشهور بود كه « 3 » دروغ صرف بود . و « 4 » مشهورى از مشهورى قوىتر بود . و بعضى از « 5 » مشهورات مر همه مردم را يكسان بود « 6 » . چنان كه گويند « 7 » : دروغ زشت است ، و بعضى از مشهورات در ميان گروهى « 8 » بود ، چنان كه « 9 » در ميان پزشكان ديگر بود ، و اندر ميان منجمان ديگر ، و « 10 » درودگران ديگر ، و پيشهء « 11 » ديگر را ديگر « 12 » . و نقيض حق باطل بود ، و نقيض مشهور شنيع .
و « 13 » بجمله مشهور آن بود كه عامّهء مردم بپذيرند « 14 » ، و ليكن آن كه « 15 »
هامش
( 1 ) - بى : كه - ل .
( 2 ) - دانايان - د .
( 3 ) - او را ياد نيست ، و بسيارى مشهور كه - ن .
( 4 ) - بى : و - د .
( 5 ) - بى : از - كب - ن .
( 6 ) - مشهورات در ميان كافهء مردم مشهور بود - ن .
( 7 ) - بى : گويند - كب .
( 8 ) - بعضى در ميان گروهى مشهور بود - ن .
( 9 ) - كه گويند - آ .
( 10 ) - بى : و - د .
( 11 ) - بى : ديگر - كب ، - ديگر و بيشتر - ه .
( 12 ) - و در ميان طبيبان بعضى از مقدمات مشهور بود ، و در ميان منجمان مقدمات دگر ، و ميان درودگران بعضى دگر ، و در ميان اصحاب پيشهء دگر بعضى دگر - ن .
( 13 ) - بى : و - ه .
( 14 ) - پذيرند - ط ، - بپذيرد - د ، - مىپذيرند - ن .
( 15 ) - بى : آنكه - ن .