و يا مقدماتى بوند ، كه همچنين ايشان را گرفته باشند « 1 » ، بر آن حكم كه ايشان خود « 2 » درستاند و هرگاه كه مقدّمات قياس ، چنان باشند « 3 » كه اندر قسم پيشين گفتيم ، هرآينه ايشان را مقدّماتى « 4 » ديگر درست كرده باشند ، و اين را آخر بود ، و بمقدّماتى رسد « 5 » ، كه ايشان را بديگر مقدّمات درست نكنند . و « 6 » ايشان بحقيقت اصل بوند .
اگر نيك بوند ، و « 7 » حق ، و درست ، - قياسها - كه - بر ايشان بنا كرده باشند ؛ درست و حقّ بوند .
و اگر باطل بوند ، آنچه بر ايشان بنا كرده باشند باطل باشد « 8 » .
پس چون اقسام اين مقدّمات پيشين بدانيم ، اقسام اصلهاء « 9 » قياسها ، و مادّتهاء قياسها - بدانيم ، تا برهانى كدامست ؟ و جدلى كدامست ؟ و مغالطى
هامش
( 1 ) - باشند و - د - كب .
( 2 ) - بى : خود - كب ، - خود را - ق ، - كه آن خود - ه .
( 3 ) - باشد - ( همه نسخ جز : ق - و : د ) .
( 4 ) - بمقدماتى - د - ه - كب .
( 5 ) - مقدماتى رسد - آ ، - بمقدماتى رسند - د .
( 6 ) - بى : و - كب ، - كنند و - آ .
( 7 ) - بى : و - آ .
( 8 ) - باشند - آ ، - باشد و - ه .
( 9 ) - اصل - كب ، - ع ، - اصلها و - ه .