جامه نيز از جاى بجاى شود « 1 » ، يعنى از جاى نه خاص « 2 » بجاى نه خاص ، چنان كه از خانه بخانهء ديگر « 3 » اما جاى خاصش همان بود - كه بود ، زيرا كه جاى خاص « 4 » وى صندوق است .
و اما جنبش قسرى : آن بود كه از جاى خاص بجاى خاص ديگر شود ، و ليكن « 5 » نه از خود بود او را آن از « 6 » جاى بجاى شدن ، - و ليكن « 7 » از سببى « 8 » بيرون از « 9 » ذات خود « 10 » ، چنان كه چيزى كه او را بكشند - يا بسوزند - يا بيندازند .
و طبيعى « 11 » آن بود كه او را آن از خود « 12 » بود ، چنان كه فرو شدن سنگ و آب - « 13 » ، و بر شدن آتش - و هوا « 14 » .
و اگر فرو شدن سنگ - و آب ، و بر شدن آتش - و هوا ، اندر آن سببى بودى « 15 » قسرى « 16 » ، چنان كه :
هامش
( 1 ) و جامه از الخ - كب ، - بى : جامه نيز از جاى بجاى شود - د - ق - ن .
( 2 ) بخاص - آ ، - يعنى از جائى به جائى بجاى نه خاص - ل .
( 3 ) ديگر و - آ - د - ط - ن .
( 4 ) بى : چنان كه از خانه الخ - آ - ه .
( 5 ) بى : و لكن - ه ، - و لاكن - د .
( 7 ) بى : و لكن - ه ، - و لاكن - د .
( 6 ) بى : ز - ه ، - بى : از - ك - كب .
( 8 ) سبب - ه - ن .
( 9 ) بى : از - د - ن - ط .
( 10 ) ذات وى - د - ط - ن .
( 11 ) طبعى - ط .
( 12 ) او را آن جود - آ ، - او را از خود - د - ن - ط .
( 13 ) بى : و آب - آ - ه - ل - م - كب .
( 14 ) بى : و هوا - آ - ه ، - بى : و هوا تا و بر شدن آتش - ن .
( 15 ) بسببى بود - ط ، - و سببى بود - ن ، - بسببى بودى - د .
( 16 ) قسرى و - آ .