يا گرد بود : كه اندر نهاد بود ، كه از « 1 » نهادى بنهادى شود ، و آن نفسانى است .
يار است بود - كه اندر جاى بود - كه از جائى به جائى شود .
و راست دو گونه بود « 2 » : يا برسو كه « 3 » از سبكى بود ، يا فروسو كه « 4 » از گرانى بود ؛ و هر دو يا « 5 » بغايت بود - يا دون غايت ؛ و بر شدن غايت مر آتش راست ، و دون غايت هوار است ، و فرو شدن غايت زمين راست « 6 » ، و دون غايت آب راست .
و هر چند خالصتر بود - جنبش وى تيزتر بود ، و راستتر « 7 » بود ؛ و چون با مخالف خويش آميخته بود - ناراستتر جنبد و گرانتر « 8 » .
آغاز سخن اندر حديث « 9 » جاى
مكان : جاى بود ، و مر او را چند خاصيّت هست - باتفاق « 10 » همه ؛ يكى : كه جنبنده از وى بشود بسوى « 11 » جاى ديگر ، كه آرميده « 12 »
هامش
( 1 ) نهاد خود الخ - آ - ه ، - اندر نهاد بود كه اندر - ل .
( 2 ) بود و - ن .
( 3 ) بر شور بود كه - ه ، - بر سو بود و - آ - د - ط - ن .
( 4 ) فرو شود كه - ه ، - فرو سو بود و - آ - د - ط - ن - كب .
( 5 ) بى : يا - ط - د - ن .
( 6 ) بى : را - ن .
( 7 ) بى : تر - كب ، - بود و جنبش تيزتر و راست - ن .
( 8 ) و گرانتر جنبد - ك - كب - د - ط ، - گرانتر جنبد گرانتر - ن .
( 9 ) بى : حديث - د - ن - ط .
( 10 ) با اتّفاق - ق .
( 11 ) شود سوى - د ، - بشود سوى - ن ، - شود بسوى - كب .
( 12 ) و آرميده - ط ، - كه اراميده - ن - م .