بود « 1 » - از جاى جدا نشود - كه پارهاش « 2 » از پارهاى جايش جدا شود ، و اين حال نهاد - و « 3 » وضع بود ؛ پس جنبش گرد اندر وضع است ، « 4 » و اين چيزى است از جملهء آن چيزها كه ما بجاى آوردهايم « 5 » .
پيدا كردن جنبش اندر كميت كه چگونه « 6 » بود
جنبش اندر كميّت دو گونه بود : يك گونه به غذا بود ، و اين « 7 » دو گونه بود « 8 » : يكى نموّ - و ديگر « 9 » ذبول . و ديگر گونه نه به غذا « 10 » بود ، و اين گونه دو گونه بود « 11 » : يكى - تكاثف - ، و ديگر - تخلخل - :
و نمو : آن بود كه به غذا بود ، و غذا بيايد « 12 » - و ماننده « 13 » شود به غذا خوار ، و اندر وى زيادت كند زيادتى - كه بتمامى آفرينش بود ، چنان كه حيوان و نبات را « 14 » .
و ذبول : آن بود كه نقصان گيرد تن بسبب پالايش « 15 » ، و كمتر
هامش
( 1 ) بى : بود - ه .
( 2 ) بارهايش ( - پارههايش ) - ط - ظ .
( 3 ) بى : و - ن .
( 4 ) بود - كب .
( 5 ) كه به آن جاى الخ - ن . - كه ما بجاى آورديم - ط - ه .
( 6 ) كه چند گونه - د - ن - ه .
( 7 ) اين گونه - د - ن - كب .
( 8 ) شود - د .
( 9 ) و يكى - آ .
( 10 ) بى : نه - آ - ه - ط ، - نه بغدا - ق .
( 11 ) بى : بود - ه ، - شود - د - ن .
( 12 ) كه غذا بيامد - آ ، - كه غذا بيايد - ط ، - و غذا بيابد - ه ، - و غذا نيابد - د ، - و كه غذا بيابد - ق .
( 13 ) ماننده و مانده - ق .
( 14 ) چنان حيوان و نبات - كب .
( 15 ) بالايش - آ .