و مقدار چيزى است بيرون از ذات وى ، كه همىپذيرد « 1 » ، و اندازه از وى « 2 » اولاتر نيست از آنچه نزديك وى است . بكمى يا « 3 » بيشى ؛ هر چند نه بگزاف بود .
اما تكاثف جنبش بود سوى نقصان ، بىآن كه چيزى بپالايد چنان كه « 4 » آب كه بفسرد « 5 » خردتر « 6 » شود .
پيدا كردن حالهاء « 7 » جنبش كه چند گونه بود « 8 »
جنبش جسمها سه گونه بود : يك گونه « 9 » بعرض بود ، و يكى بقسر ، و يكى بطبع .
جنبش بعرض : آن بود - كه جسم اندر چيزى بود كه آن چيز همىجنبد ، پس بسبب جنبش وى « 10 » نه بسبب جنبش خويش از جاى بجاى شود ، چنان كه « 11 » جامه كه اندر صندوق بود - و « 12 » صندوق از جاى بجاى شود -
هامش
( 1 ) كه چيزى - ن .
( 2 ) بى : از - ن ، - از آن - كب .
( 3 ) بكمى و - ن .
( 4 ) بپالا چون - د ، - بپالايد چون - ن - ط :
( 5 ) بفشرد - آ - د .
( 6 ) خوردتر - ه .
( 7 ) حالهاى - د .
( 8 ) بود يا - ق - ه .
( 9 ) يكى - د - ط - ن ، - يكى گونه - كب .
( 10 ) بى : ى - ن ، - بسبب او - د .
( 11 ) جنجه - ه .
( 12 ) - بى : كه - ق ، - بى : صندوق بود و - ه