تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
يا اندر جسمى بود يا اندر قوّتى جسمانى - كه قائم بود بجسم ، و « 1 » اندر گسترده بود - بجسم ، گستردن سپيدى اندر جسم ، يا « 2 » گستردن گرمى اندر جسم « 3 » . يا اندر گوهرى بود ناجسم « 4 » - و نه اندر جسم . و اگر اندر جسم بود يا اندر قوّتى - و گوهرى گسترده « 5 » اندر جسم « 6 » ، چون جسم را پاره كنى بوهم ، معنى بهره‌پذير بود بوهم « 7 » ، - پس هر معنى كه اندر آن چيز بود بهره تواند « 8 » پذيرفتن - بوهم . و معقولات يگانگى و معقولات مركب از جهت يگانگى بهره نپذيرد - بوهم . پس ايشان اندر جسم و اندر چيزى گسترده اندر جسم نبوند . پس پذيراء ايشان گوهرى بود بيزار « 9 » از بهره پذيرفتن بوهم - و آميختن بجسم « 10 » . و از دو بيرون نبود چون معقول جزو پذيرد كه : آن جزو هم معنى كلّ « 11 » دارد - يا معنى كلّ ندارد « 12 » .
هامش
( 1 ) او - د . ( 2 ) بى : يا - ق ، - چشم يا - د . ( 3 ) حشم - د . ( 4 ) تا حتم - د . ( 5 ) گوهر گسترد - د . ( 6 ) جسم بود - كب . ( 7 ) توهم معنى بهره پذيره بود - د . ( 8 ) نتواند - ه . ( 9 ) بود نيز - د . ( 10 ) بى : بجسم - م - ك . ( 11 ) كلى - ك . ( 12 ) ندارد و - ه - ل .