نبودندى « 1 » . پس خاصيّت مردم تصوّر و تصديق كلّياتست . و استنباط كردن مجهولات - از علوم - و صناعات ، و اين همه « 2 » قوّت يك نفس است .
مرتبتهاى « 3 » عقلى
بايد كه دانسته آيد كه : « 4 » نخستين مرتبت اندر يافت « 5 » نظرى مرجان مردم را پذيراى اين معقولاتست كه گفته آمد « 6 » ، و باوّل ساده بود ، و هيچ صورت « 7 » معقول اندر وى نبود ، و ليكن بپذيراى « 8 » بود . و اين را عقل هيولانى « 9 » خوانند ، و « 10 » عقل بقوّت خوانند .
و از آن سپس « 11 » دو گونه معقولات اندر وى آيد :
يكى : اوّليّات حقيقى ، كه اندر « 12 » گوهر وى است - پذيرفتن وى ،
هامش
( 1 ) بودندى - آ - ه .
( 2 ) اين هم - كب - د .
( 3 ) مرتبهاى - آ ، - مرتبهاء - ل .
( 4 ) كه دانست اندكى - آ - ه .
( 5 ) بى : يافت - ط ، - مرتبت اندر يافتن - كب ، - مرتبهء اندر يافت - م - ك .
( 6 ) گفتهاند - ه ، - گفته آيد - د .
( 7 ) صورتى - د .
( 8 ) پذيراى - د - آ - ط ، - بپذيرائى - كب .
( 9 ) هيولائى - آ - ه .
( 10 ) و اين - د .
( 11 ) پس - ه .
( 12 ) اندر وى - د .