تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
اندر نگيرد « 1 » چون بخار آب ، يا روغن‌ناك بود و پارهء « 2 » حرارت دارد چون بخار سيكى شراب ، « 3 » پس وى اندر « 4 » گيرد بوقت جدا شدن ، و همچنين بخار روغن و « 5 » آن كبريت چون بگدازد « 6 » بسبب آميزش ترى - و خشكى بگدازد « 7 » ، و بسبب ضعيفى آميزش بخار كند ، و بسبب جزئى « 8 » بخار زبانهء آتش كند ، و هر گروهى كه « 9 » اندر وى روغن بود تمام نفسرد « 10 » پس زخم پذيرد ، و هر چه فسرده بود - و دشخوار گدازد ، « 11 » چون او را قوّت كبريت يا زرنيخ « 12 » بدهند - به آن كه « 13 » با وى بياميزند ، و بريان كنند او را اندر وى زود بگدازد « 14 » چون سونش آهن ، و مارقشيشا ، « 15 » و طلق ، كه چون
هامش
( 1 ) بكيرد - د - ن - ط ، - نگيرد و - ه - ل ، - بى : « نگيرد » تا : « شراب پس وى » - كب . ( 2 ) تازه - د - ط - ن ، - و به آن - ل . ( 3 ) چون بخار سبكى سراب زايد - د - ط ، - چون سبكى سراب دارو - ن . ( 4 ) اندر وى - ط . ( 5 ) بى : و - د . ( 6 ) بگذارد - ك - بگدازند - د - ن - ط ، - است چون بگذارد - كب . ( 7 ) بكذارد - آ - ه ، - كذارد - ك . ( 8 ) چربى - ط - د . ( 9 ) بى : كه - د - ن - ط . ( 10 ) نسفرد - م - ل ، - نفسر - ه . ( 11 ) بود و دشخوار كدازد و - آ - ه ، - بود و دشوار الخ - م - ك ، - بود دشخوار كدازد و - د - ن - ط ، - بود و دشخوار گدازد و - آ - ه . ( 12 ) زرنيخ يا كبريت - ط - د - ن . ( 13 ) يا آنكه - د - آ - ه . ( 14 ) بگذارد - ك ، - بگدازند - د - ن - آ - ط . ( 15 ) ماقشيثا - م ، - مارقشتيا - ك ، - مارقشيش - د - ن ، - مارقسا - آ .