گوهر هاء معدنى را .
اندر گروهى دود بيشتر بود « 1 » چون : نوشادر - و كبريت . و اندر گروهى بخار بيشتر بود ، و « 2 » چون آبى بود « 3 » فسرده ؛ چنان كه : ياقوت و بلور ؛ و ايشان دشخوار گدازند « 4 » - از بس فسردگى ، و زخم نپذيرد ، زيرا كه اندر « 5 » ايشان ترى نيست - تا فسرده و زنده مانده « 6 » روغن طبع ، و چون بخار با دود نيك آميخته بود ، - يا بهرى آبى با بهرى « 7 » زمينى آميخته بود ؛ و « 8 » اندر گوهر ايشان قوّت گرمى اندكى بود ، - از « 9 » سبب آميزش گوگردها ، « 10 » - و قوت ترى زنده مانده ؛ - بسبب آن كه ترى روغن شده بود بسبب بسيار « 11 » فعل كردن گرمى « 12 » اندر تريش - تا « 13 » سرديش بشكند ؛ و هواى « 14 » با وى
هامش
( 1 ) بيشتر بود و - م ، - بيشتر برورش بود - ق .
( 2 ) بى : و - ن ، - بى : بود - ل .
( 3 ) بودا - ط - ن .
( 4 ) گذارند - آ ، - كدارند - ط .
( 5 ) نپذيرد زيرا كه در - ط - كب ، نپذيرند زيرا كه در - د ، - تير برد زيرا كه در - ن .
( 6 ) فسرده و زنده ماند - د - كب - ظ ، - زنده و فسرده ماند - ن .
( 7 ) تا بهر آبى يا بهر - د - ط ، - يا بهر آبى يا بهر - ن ، - يا بهرى آبى يا بهرى - ق .
( 8 ) بى : آميخته بود - ط ، - بى : و - د .
( 9 ) بى : از - آ .
( 10 ) گوهرها - د - ن .
( 11 ) بسيارى - آ - ط - د .
( 12 ) كرمى ا - ق .
( 13 ) يا - م - ك - ن .
( 14 ) هوا - م - ه .