تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
گوهر هاء معدنى را . اندر گروهى دود بيشتر بود « 1 » چون : نوشادر - و كبريت . و اندر گروهى بخار بيشتر بود ، و « 2 » چون آبى بود « 3 » فسرده ؛ چنان كه : ياقوت و بلور ؛ و ايشان دشخوار گدازند « 4 » - از بس فسردگى ، و زخم نپذيرد ، زيرا كه اندر « 5 » ايشان ترى نيست - تا فسرده و زنده مانده « 6 » روغن طبع ، و چون بخار با دود نيك آميخته بود ، - يا بهرى آبى با بهرى « 7 » زمينى آميخته بود ؛ و « 8 » اندر گوهر ايشان قوّت گرمى اندكى بود ، - از « 9 » سبب آميزش گوگردها ، « 10 » - و قوت ترى زنده مانده ؛ - بسبب آن كه ترى روغن شده بود بسبب بسيار « 11 » فعل كردن گرمى « 12 » اندر تريش - تا « 13 » سرديش بشكند ؛ و هواى « 14 » با وى
هامش
( 1 ) بيشتر بود و - م ، - بيشتر برورش بود - ق . ( 2 ) بى : و - ن ، - بى : بود - ل . ( 3 ) بودا - ط - ن . ( 4 ) گذارند - آ ، - كدارند - ط . ( 5 ) نپذيرد زيرا كه در - ط - كب ، نپذيرند زيرا كه در - د ، - تير برد زيرا كه در - ن . ( 6 ) فسرده و زنده ماند - د - كب - ظ ، - زنده و فسرده ماند - ن . ( 7 ) تا بهر آبى يا بهر - د - ط ، - يا بهر آبى يا بهر - ن ، - يا بهرى آبى يا بهرى - ق . ( 8 ) بى : آميخته بود - ط ، - بى : و - د . ( 9 ) بى : از - آ . ( 10 ) گوهرها - د - ن . ( 11 ) بسيارى - آ - ط - د . ( 12 ) كرمى ا - ق . ( 13 ) يا - م - ك - ن . ( 14 ) هوا - م - ه .