بوند « 1 » ، و بشب پيدا شوند « 2 » ، همچنين هر چه « 3 » گرد ماه از ابر پارها « 4 » تنك بود ناپيدا بود « 5 » ، و هر چه اندر حدّ آينه بود ، پيدا بود « 6 » ، پس ميانه چنان نمايد كه گوئى تهى است - يا « 7 » تاريكى ، و بسيار بود كه ابر از سرد شدن هوا بحاصل « 8 » آيد ، چنان كه پيشتر گفتيم .
پيدا كردن پوشنها « 9 » كه از دود آيد « 10 » اندر هوا
و اما دود « 11 » بيشتر آن بود كه از ميان بخار جدا شود و بر شود « 12 » .
اگر سرماش بزند ، ديگر بار گران شود - بسبب سردى - و هوا را اندر زير فشارد « 13 » و فرود آيد ، و سوى كناره ميل كند ، و باد شود .
هامش
( 1 ) نبوند - ن ، - بود - ه .
( 2 ) شوند و - آ - د - ن - ط .
( 3 ) هر چه پيش - ن .
( 4 ) ابرها - د .
( 5 ) بى : ناپيدا بود - ك .
( 6 ) بى : پيدا بود - ك ، - اندر حد آيند پيدا بود - ن .
( 7 ) تا - ن .
( 8 ) حاصل - د - ن - ط .
( 9 ) پوششها - م - ك - آ - د - ن - ط - ه .
( 10 ) ايذا - م .
( 11 ) خود - ن .
( 12 ) و بر شود و - د - ن
( 13 ) اندر زير فشار - آ - ه ، در زير فشارد - ن - ط - در زير و فشارد - د ، - اندر زير بفشارد - ل