مادتى كه بعد از افلاك بود كه از « اثر » « 1 » نفس خالى بود ، آخر طرف بدايت همچنين از اثر نفس خاليست اول اين ديگر طرف اعادت و سبب خالى بودن « آن » « 2 » هر دو از اثر نفس دور افتادن از نفس و عقل .
و بعد از آن چون امتزاج زيادت شد ، و تركيب مستحكم گشت ، عودى حاصل آمد به قدر عود صفا ، يعنى معدنى در وى روشنتر ميشد و به قدر صفا ، اثر نفس « بوى » « 3 » پيوست ( و ) « 4 » روح عقديّه در آن پيدا شد ، « تعقيد » « 5 » حاصل آمد ، عالم معادن « ازينجا » « 6 » در پيوست [ و ] « 7 » از ادنى معادن تا باقصى « مىشود » « 8 » هر چه درجه درجه ، عود زيادت « مىشود » « 9 » ) ، صفا نيز زيادت « مىشود » « 10 » تا باقصى « رسيد » « 11 » و آن جوهر نقره و زر و ياقوت بود ، لا جرم « آتش » « 12 » نفس درين « جواهر » « 13 » از روى عقديت زياده از آن بود كه در خاك و گل و سنگ ، و اقصى عالم معادن جوهر مرجان بود ،
هامش
( 1 ) - م : امر .
( 2 ) - م ، س ، ل ، ك : اين
( 3 ) - س ، م ، ل ، ك : در وى .
( 4 ) - م ، ك : افزوده .
( 5 ) - س ، م ، ل ، ك : تعقد .
( 6 ) - نسخ ديگر ، از آنجا .
( 7 ) - م : ندارد .
( 8 ) - م ، ك : ميشد .
( 9 ) - م ، س ، ل ، ك : ميشد .
( 10 ) - م ، س ، ك ، ل : ميشد .
( 11 ) - م : رسد .
( 12 ) - م : الس ، - ك ، ل : انس - در نسخه بدل اين دو نسخه : اثر
( 13 ) - م : جوهر .