پيوسته « چنان كه » « 1 » چند فعل از وى « صادر » « 2 » مىشود چون فعل انسان . و چون [ ازينجا ] « 3 » درگذرد ، و عود زيادت گردد ، ( و ) « 4 » صفا زيادت شود ، اول درجهء انسانيت پديد آمد ، و روح خياليه بر وى پيوست ، و عالم « ابالسه » « 5 » و شياطين پديد آمد ، و ايشان سكّان اقليم اوّل و دوّم و هفتم و ششم ( اند ) « 6 » كه ( ايشان ) « 7 » به صورت « و تخاطيط » « 8 » ( همچون ) « 9 » انسانند و بمعنى [ همچون ] « 10 » حيوان و از بهر « اين » « 11 » بود كه بندگى و استخدام را شايند ، و بعد از اين معنى انسانيت زيادت « مىشود » « 12 » و تا « باقليم » « 13 » پنجم و چهارم و سوم رسيد ، و روح « مفكّره » « 14 » بديد آمد ، « عالم پرى و جن مطاع » « 15 » در پيوندد ، و همچنين عود زياده مىشود ، و صفا زيادت ميگردد ، تا روح « القدسيه » « 16 » كه عقل محض است پديد
هامش
( 1 ) - م ، س : چنانچه .
( 2 ) - م ، ل ، ك : ظاهر .
( 3 ) - م : ندارد
( 4 ) - م ، ك ، ل : افزوده .
( 5 ) - س ، م ، ك ، ل : اناسى .
( 6 ) - س ، م ، ل ، ك ، افزوده .
( 7 ) - م ، ك : افزوده ؟
( 8 ) - م : بخطاطيط ؟
( 9 ) - م ، ك .
( 10 ) - م : ندارد .
( 11 ) - م ، ك : آن .
( 12 ) - م ، ك : ميشد .
( 13 ) - س ، ك : باقاليم .
( 14 ) - م ، ك : متفكره .
( 15 ) - در م ، ل ، : عالم به ياد و جن مطاع - س : به ياد وحى مطاع .
( 16 ) - نسخ ديگر : روح قدسيه ،