« به دو » « 1 » مقترن شد ، آن را بچه رسانيد ؟
جواب : بدان كه [ اوّل ] « 2 » در عالم نقطه [ را ] « 3 » بود ، چه در بساطت نقطه در عالم عنصر و مولّدات به بساطت عقل اول بود . در عالم عقل و نفس وحدتى بود عنصرانى بىهيچ كثرت ، اگر چه در ذات خويش نسبت بعالم عقل متكثر گشته بود و ذو « اربع » « 4 » معانى شده چنان كه گفتيم ، امّا تكثر عقلى بود نه عنصرى ، پس طبيعت كه « به دو » « 5 » مقترن بود آن را « بجنبانيد » « 6 » بر استقامت ، بعدى حاصل شد ، طول پيدا آمد ، آن را خط خواندند ، پس آن خط را بجنبانيدند ، بعدى ديگر حاصل شد ، عرض پيدا آمد ، طول و عرض مجتمع گشت ، آن را سطح خواندند ، پس اين سطح را بجنبانيدند بعد ديگر حاصل شد ، عمق پيدا آمد ، طول و عرض و عمق بيك جا « مجتمع » « 7 » گشت ، آن را جسم خواندند . و چون در وجود حسّ ظاهر گشت ، مراد نفس از ايجاد مفعولى كه [ بدان ] « 8 » پيدا شود ، حاصل شد . اين تحريك سهگانه و اين ابعاد ( ثلثه ) « 9 » اگر چه عناصر را از
هامش
( 1 ) - م : بر آن .
( 2 ) - م ، س ، ك ، ل ندارد .
( 3 ) - م ، س ندارد .
( 4 ) - م ، س ، ك ، ل : اربعه .
( 5 ) - م ، ك ، ل ، س : بدان .
( 6 ) - م ، س ، ك : بجنبانيدند .
( 7 ) - در نسخ ديگر : جمع .
( 8 ) - م : ندارد .
( 9 ) - م . ل : افزوده :