تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإلهيات من كتاب الشفاء ( تحقيق حسن زاده آملى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
هامش
- موجودة ولكن لمّا كانت كثيرة الخير طفيفة الشر لا يليق بالحكيم إهمالها ، هذا على مذهب أرسطو ، والشيخ تعرّض لمذهبه بعد بيان مشرب أفلاطون حيث يقول في أواخر الفصل : « بل نقول : إنّ الأمور في الوهم . . . » فعلى أىّ وجه لا حاجة إلى مبدأ موجود آخر للشرور . وفي شرح الديوان المنسوب إلى أمير المؤمنين عليه السلام للميبدي بالفارسية : « حكما گويند هر چه موجود است يا خير محض است ، يا خير أو غالب است بر شرّ أو . وترك خير كثير براي شرّ قليل ، شر كثير است . گاه باشد كه انگشت مار گزيده بايد بريد تا باقي أعضاء سالم بماند ودر اين صورت سلامت مراد است ومرضى ، وقطع انگشت مراد است وغير مرضى . واگر گوييم شرّ قليل براي خير كثير خير كثير است هم راست باشد .در طريقت هر چه پيش سالك آيد خير اوست * بر صراط مستقيم اى دل كسى گمراه نيستوتحقيق مقام آنكه خداى حكيم است پس مىداند كه أحسن نظام واصلح أوضاع در آفريدن عالم چيست وقدير است پس مىتواند كه بر طبق علم خود عالم را خلق كند وفياض مطلق است وهيچ بخل در أو نيست پس آنچه داند وتواند به فعل آورد ، اكنون ميسر نيست كه هر جزء از اجزاى عالم در حدّ ذات خود بر أحسن أوضاع باشد وملاحظه كل انسب است از ملاحظه جزء ، بنابراين كل به أحسن أوضاع مخلوق شده ونزد ايشان قضاء وعنايت علم حق است به أحسن أوضاع كل ، واگر چنين نمايد كه وضع جزوى از أجزاء بهتر از آنكه هست مىتواند بود نه محل مناقشه است . وخواجة نصير الدين گويد :بر حق حكمي كه ملك را شايد نيست * حكمي كه ز حكم أو فزون آيد نيستهر چيز كه هست آنچنان مىبايد * آن چيز كه آنچنان نمىبايد نيستمعمار كه طرح خانه مىكند شايد كه بعض اجزاء را بهتر از آنكه هست طرح تواند اما طرح كل مقتضى آن باشد كه جز بر آن طرح واقع نشود كه هست .
الإلهيات من كتاب الشفاء ( تحقيق حسن زاده آملى ) — صفحة 449 | أبو علي سينا