تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
قوس صعود ، نخستين استدلال خود را دربارهء بقاى نفس پس از موت بدن به مبادى عاليهء خود ، ارائه كرد . سپس طى چهار فصل به اثبات تجرّد قوّهء عاقله پرداخت . اكنون با توجه به مطالب فصل‌هاى چهارگانه مىگويد : فاعلم من هذا أنّ الجوهر العاقل منّاله أن يعقل بذاته . در اين فصل ، به اصل مطلب بازمىگردد و بار ديگر با استدلال تازه‌اى به اثبات بقاى نفس پس از موت بدن مىپردازد . از اين‌رو ، نام اين فصل را تكملهء اشارات قرار داده است . محور اصلى اين استدلال ، اصل بودن نفس است . منظور از اصل ، بسيطى است كه حالّ در چيزى نباشد . بنابراين ، به بسيطى كه حالّ در چيزى باشد ، اصل گفته نمىشود . اعراض و صور جسميّه و نوعيّه ، بسيطند ؛ اعراض ، حالّ در موضوع و صور ، حالّ در هيولايند و به همين جهت است كه قوّهء فساد آنها در محلّ « 1 » آنهاست . موجودى كه اصل باشد ، قابل فساد نيست ؛ چرا كه قبول فساد ، امرى حادث است و پيشتر در نمط پنجم ، فصل ششم « 2 » ، اثبات كرده‌ايم كه هر حادثى نيازمند ماده است . بنابراين ، حدوث و زوال از ويژگىهاى اشيايى است كه مركّب از ماده و صورت باشند . اگر چيزى اصل باشد ، يعنى خود ، مركّب نباشد و در چيز ديگرى - اعم از اين‌كه آن چيز بسيط يا مركّب باشد - حلول نكرده باشد ، حامل قوّهء فساد نيست . نه خودش حامل قوّهء فساد است و نه داراى محلّى است كه آن محل ، داراى قوّهء فساد باشد . مجرّدات ، همگى اصلند . واجب الوجود ، يك اصل ، بلكه اصل الاصول است . بنابراين ، ازلى و ابدى است .
آن‌چه تغيّر نپذيرد تويى * آن‌چه نمرده است و نميرد تويى
هامش
( 1 ) . محل ، اعم از موضوع اعراض و هيولاى صور است . چنان‌كه حال ، اعم از صور و اعراض است . ( 2 ) . صنع و ابداع ، ص 139 - 171 .
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 99 | احمد بهشتى