تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ترجمه

تكميل اين اشارات

از آن‌چه ملاحظه شد ، بايد بدانى كه گوهر عاقل ما مىتواند به ذات خويش - و بدون نياز به اعضاى بدن - تعقّل كند . « 1 » و از آن‌جا كه گوهر عاقل ما ، اصل « 2 » و بسيط است ، مركّب از قوّه‌اى كه قبول فساد كند و با قوّهء ثبات مقارن باشد ، نيست . اگر نفس به عنوان اين‌كه اصل و بسيط است ، اخذ نشود ، بلكه مانند مركّب از چيزى چون هيولا و چيزى چون صورت ، اخذ شود ، ما سخن را متوجّه يكى از دو جزء آن‌كه اصل و بسيط است مىكنيم . « 3 » وجود اعراض در موضوع آنهاست . بنابراين ، قوّهء فساد و حدوث آنها در موضوعات آنهاست و در خود اعراض ، تركيبى فراهم نشده است . « 4 » و هرگاه چنين باشد ، امثال اين جواهر نفسانى ، پس از آن‌كه به علل خود واجب گشته و بدان‌ها ثبات يافته‌اند ، در ذات خود ، قابل فساد نيستند . « 5 »

شرح و تفسير

اين فصل ، مكمّل مطالب فصل‌هاى پيش است . در نخستين فصل ، شيخ الرئيس پس از توضيحى دربارهء قوس نزول و
هامش
( 1 ) . مقصود او مطالبى است كه طى چهار فصل ارائه شد . ( 2 ) . مقصود از اصل ، جوهر بسيط است . ( 3 ) . به فرضى كه نفس مركّب از اجزا باشد ، داراى اجزاى بسيط است . هر يك از اجزاى آن ، در صورتى كه حالّ نباشد ، نيز بسيط و غيرقابل فساد است . ( 4 ) . عدم فساد از ويژگىهاى بسيط غيرحال است . اعراض ، بسيط حالّ در جسمند و به تبع جسم ، فساد مىپذيرند . ( 5 ) . يعنى بقاى نفس به مبادى عاليه است .