تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مشكلى نيست كه قوّهء عاقله بنابر عدم حلول در محلّ مادّى ، نسبت به ابزار و مادّهء خود علم حصولى داشته و گاهى عالم باشد و گاهى عالم نباشد ؛ چرا كه در اين صورت ، به لحاظ عدم حلول قوّهء عاقله در ماده ، گرفتار محذور اجتماع مثلين نيستيم ؛ مانند مغز كه اگر آلت و ابزار قوّهء عاقله باشد ، مانعى نيست كه قوّهء عاقله ، صورت آن‌را به علم حصولى دريابد . ما در مورد ادراك قوّهء عاقله نسبت به محلّ خود ، با علم حضورى دايم و با عدم علم حضورى دايم ، روبه‌رو نيستيم ؛ بلكه با شقّ ثالثى روبه‌روييم و آن اين‌كه قوّهء عاقله ، گاهى مادّهء خود را ادراك مىكند و گاهى ادراك نمىكند . اين ادراك ناپيوسته و گاه و بىگاه ، به علم حصولى است ، نه به علم حضورى . علم حصولى در صورتى محال و ممتنع بود كه قوّهء عاقله ، حالّ در ماده باشد ؛ لكن اگر حالّ در ماده نباشد ، هيچ محذورى ندارد .

مرورى بر عبارت‌هاى شيخ الرئيس

او با توجه به بطلان تالى و مقدّم قياس استثنايى دوم و اين‌كه محال است در مادّهء قوّهء عاقله - اگر ماده‌اى داشته باشد - دو صورت جمع شود ، مىگويد : فاذن هذه الصّورة الّتى بها تصير القوّة المتعقّلة متعقّلة لآلتها تكون الصّورة الّتى للشىء الّذى فيه القوّة المتعقّلة . آرى ، صورت عاقل و صورت معقول يكى بيشتر نيست . و از سوى ديگر مىگويد : و القوّة المتعقّلة مقارنة لها دائما . قوّهء عاقله ، همواره مقارن ماده است و چنين نيست كه - به فرض مادّى بودن - از آن ، قابل انفكاك باشد . فامّا أن تكون تلك المقارنة توجب التّعقّل دائما أولا تحتمل التّعقّل أصلا .