تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بنابراين ، نه تنها نفس پس از موت بدن ، باقى است ، بلكه قوّهء عاقلهء نفس هم با همهء محصولات و فرآورده‌هاى خود باقى است و نفس با دست تهى از اين عالم كوچ نمىكند .
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خود آمد و هنگام درو

تقرير استدلال از راه قياس استثنايى

تقرير قياس استثنايى به صورت زير است : اگر قوّهء عاقله به وسيلهء آلت و ابزار بدنى ادراك مىكرد ، از ادراك خود و از ادراك آلت و ابزار خود و از ادراك ادراك‌ها و مدرك‌هاى خود قاصر و ناتوان بود . قضيّهء فوق ، يك قضيّهء شرطيّهء متّصله است و اگر مقدّم را وضع يا تالى را رفع كنيم ، نتيجهء آن ، وضع تالى يا رفع مقدّم بود . از آن‌جا كه قوّهء عاقله ، از ادراك خود و از ادراك مدرك‌ها و ادراك‌ها و حتّى آلات خود - اگر آلتى براى آن فرض شود - قاصر و ناتوان نيست ، مىتوانيم تالى را رفع كنيم ، تا از رفع آن ، رفع مقدّم را نتيجه بگيريم . به نظر مىرسد كه اين استدلال ، از استدلال پيشين ساده‌تر و گوياتر است . براى روشن شدن استدلال‌هاى فوق ، توجه به دو نكته ضرورت دارد : 1 . قواى جسمانى ، هرگونه ادراكى كه داشته باشند ، از طريق آلات و ادوات است . براى همين است كه نمىتوانند ذات و آلات و ادراك‌ها و مدرك‌هاى خود را ادراك كنند . 2 . آلت و ابزار ، محال است كه ميان خود و چيز ديگرى واسطه شود . چنان‌كه نمىتواند ميان خود و ادراك يا مدرك خود وساطت كند . بنابراين ، نبايد انتظار داشته باشيم كه قواى حسى از چنان نيرويى برخوردار باشند كه خود و آلات و ادراك‌ها و مدرك‌هاى خود را ادراك كنند .