فصل دوازدهم نتيجهگيرى
تذنيب فيظهر « 1 » لك من هذا أنّ « 2 » كلّ ما يعقل ؛ فإنّه ذات موجودة « 3 » ، يتقرّر « 4 » فيها الجلايا العقليّة تقرّر « 5 » شيء في شيء آخر .
ترجمه
تذنيب
از اينجا « 6 » براى تو آشكار مىشود كه هرچه تعقّل كند ، ذات موجودى است كه نمادهاى « 7 »
هامش
( 1 ) . حرف « فاء » براى تفريع است .
( 2 ) . « أنّ » و پس آن ، مؤوّل به مصدر و فاعل « يظهر » است .
( 3 ) . از آنجا كه بر سر خبر موصول ، « فاء » آورده مىشود ؛ مانند « الّذي يأتيني فله درهم » ، در اينجا هم بر سر خبر « أنّ » « فاء » درآمده است ؛ چرا كه « ما » هرچند مضافاليه است ؛ ولى مضاف و مضافاليه به منزله يك كلمهاند . چنين جملههايى در قوّهء جملهء شرطيّهاند .
( 4 ) . جملهء « يتقرّر فيها . . . » جملهء وصفيّه است . موصوف آن ، « ذات » است .
( 5 ) . مفعول مطلق نوعى براى « يتقرّر » است .
( 6 ) . اين فصل ، نتيجهء فصلهاى پنجگانهاى است كه دربارهء نفى اتحاد عاقل و معقول ، آورده شد .
( 7 ) . ما « الجلايا العقليّة » را كه به معناى مدركهاى بالذاتند و از مدركهاى بالعرض به طور يقين حكايت مىكنند به « نمادهاى عقلى » ترجمه كرديم ؛ چرا كه مدرك بالذات ، نمودى است روشن و آشكار از مدرك بالعرض .