تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
از تركيب حقيقى اجزا ، يك واحد حقيقى پديد مىآيد و از تركيب غيرحقيقى ، يك واحد غيرحقيقى ظهور مىكند . در واحد غيرحقيقى ، بايد ديد مناط وحدت چيست ؟ به ملاحظهء مناط وحدت است كه فلاسفه ، واحد غيرحقيقى را به واحد بالجنس ، بالنوع و بالعرض و نيز واحد بالعرض را با توجّه به اقسام نه‌گانهء اعراض به اقسامى منقسم دانسته‌اند . وحدت انواع حيوانى ، وحدت بالجنس و وحدت افراد انسانى ، وحدت بالنوع و وحدت گچ و پنبه ، بالكيف و وحدت دو طول مساوى ، بالكمّ است و همين‌طور . وحدت افراد يك حزب به اعتبار مرام نامهء حزبى و وحدت يك ملّت ، به اعتبار مرزهاى جغرافيايى و زبان و آداب‌ورسوم و وحدت امّت اسلامى به اعتبار اصول اعتقادى اسلام است . اگر گفته شود كه در صورت تركيب اعتبارى آحاد و افراد و اجزا ، اتحاد آنها اتحاد مجازى است و عقل فلسفى در اين مورد ، حقيقت وحدت را در آن چيزى مىبيند كه مناط وحدت است و به نحو مجاز ، به آحاد و اجزا مىگويد ، سخن گزاف و نامعقولى نيست . اين‌جا كثرت بر وحدت غلبه دارد . تنها يك وجه اشتراك ، سبب مىشود كه يك وحدت غير حقيقى در ميان افراد پديد آيد . مولوى داستانى نقل كرده است كه شاهدى زيبا بر اين مدّعاست :
آن حكيمى گفت : ديدم هم تكى * در بيابان زاغ را با لك‌لكى در عجب ماندم بجستم حالشان * تا چه‌قدر مشترك يابم نشان چون شدم نزديك من حيران و دنگ * خود بديدم هر دوان بودند لنگ « 1 »
اما آيا در تركيب حقيقى كه اجزا به واسطهء كسر و انكسار و جذب و انجذاب در يك‌ديگر فانى مىشوند و از خود خاصيّت جديدى بروز و ظهور مىدهند ، مىتوان گفت : اتحاد حقيقى و حقيقت اتحاد صورت گرفته است ؟
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، تصحيح قوام الدين خرمشاهى ، ابيات 2103 - 2105 .