بطلان اتحاد نفس با عقل فعّال و انحراف مشّاييان - به ويژه فرفوريوس - اشاره كرد .
اكنون مىخواهد بگويد كه اتحاد - يا چيزى چيز ديگر شدن - صورتهايى دارد كه برخى از آنها معقول و برخى نامعقولاند .
بنابراين ، بايد تحت دو عنوان بحث را دنبال كنيم : يكى صورتهاى معقول اتحاد و ديگرى صورتهاى غيرمعقول .
او صورتهاى غيرمعقول را به عنوان : « قول شعريّ غيرمعقول » مطرح كرده و صورتهاى معقول را تحت دو عنوان : « على سبيل الاستحالة من حال إلى حال » و « على سبيل التّركيب مع شيء آخر » آورده است .
الف ) صورتهاى معقول
از ديدگاه شيخ الرئيس ، استحاله و تركيب ، پديد آورندهء صورتهاى معقول و قابل قبول اتحادند . ما هر كدام از آنها را جداگانه توضيح مىدهيم :
1 . استحاله
استحاله به معناى حالىبهحالى شدن و تغيير حال دادن است ، خواجه طوسى مصاديق آنرا آب شدن هوا « 1 » يا سفيد شدن سياه يا به فعليّت رسيدن امر بالقوّه ، معرّفى كرده است . « 2 »
در حقيقت ، حضرت خواجه ، استحاله را در اينجا اعم از استكمال دانسته و البته از خود شيخ الرئيس الهام گرفته است .
هرگاه استحاله را قسيم استكمال قرار دهيم ، مقصود از آن ، همان آب شدن بخار يا بخار شدن آب يا سفيد شدن سياه يا سياه شدن سفيد و مانند اينهاست و مقصود از
هامش
( 1 ) . بهتر اين است كه گفته شود : آب شدن بخار .
( 2 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 67 .