تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
هرگز نمىتوان انتظار داشت كه ابدان متعدّد و اشخاص متكثّر ، يكى شوند . آرى ،
جان گرگان و سگان هر يك جداست * متّحد جان‌هاى شيران خداست جمع گفتم : جان‌هاشان من به اسم * كان يكى جان صد بود نسبت به جسم هم‌چو آن يك نور خورشيد سما * صد بود نسبت به صحن خانه‌ها ليك يك باشد همه انوارشان * چون‌كه برگيرى تو ديوار از ميان چون نماند خانه‌ها را قاعده * مؤمنان مانند نفس واحده « 1 »
اما در تركيب حقيقى ، قبول اين‌كه اتّحاد اجزا ، اتّحاد مجازى است ، بسيار دشوار است ؛ بلكه پذيرش اتّحاد مجازى در مورد تركيب اتّحادى ، مانند پذيرش محالات و ممتنعات است . تنها چيزى كه ممكن است با قدرى مماشات و مسامحه ، گفته شود ، اين است كه در تركيب انضمامى عناصر بسيط با يك‌ديگر ، به لحاظ حضور اجزا در مركّب - هر چند به نحو كمون و استتار - اتّحاد آنها با يك‌ديگر ، مجازى است ؛ ولى اين هم از باب مسامحه و مماشات است ؛ چرا كه همان‌جا هم صورت شىء مركّب ، با هيولاى آن ، به تركيب اتّحادى مركّب شده‌اند و چاره‌اى نيست جز اين‌كه گفته شود : حقيقت اتّحاد در ميان اجزا ، تحقّق يافته است .

ب ) صورت‌هاى غيرمعقول

شيخ الرئيس در اين‌باره فرمود : اعلم ، أنّ قول القائل : إنّ شيئا يصير شيئا آخر - لا على سبيل الاستحالة من حال إلى حال ، و لا على سبيل التّركيب مع شيء آخر ليحدث منهما ثالث ، بل على أنّه كان شيئا واحدا ، فصار واحدا آخر - قول شعريّ غيرمعقول ؛
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، تصحيح قوام الدين خرمشاهى ، دفتر چهارم ، بيت 414 - 418 .
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 184 | احمد بهشتى