تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اكنون مىخواهد بگويد كه لازم ديگرى از لوازم اتحاد عاقل و معقول ، اتحاد عاقل‌هاست ؛ چرا كه قائلان به اين قول به اين‌جا مىرسند كه عاقل‌ها را هم با يك‌ديگر متّحد بشمارند . اتحاد عاقل‌ها از نظر شيخ الرئيس زاييدهء يك توهّم است و اين توهّم از اين‌جا نشئت گرفته كه خيال كرده‌اند اتّصال نفس به عقل فعّال ، يعنى اتحاد آنها با يك‌ديگر است . شيخ الرئيس قبول دارد كه نفس ناطقهء آدمى هنگامى به تعقّل نايل مىآيد كه به عقل فعّال اتّصال يابد . اصولا مشّاييان نه تنها هر ادراك عقلى را منوط به اتّصال نفس با عقل فعّال مىشمارند ، بلكه معتقدند كه وحى نيز از همين مقوله است . انبيا هم تا به مقام اتّصال به عقل فعّال نرسند ، نمىتوانند حقايق وحيانى را دريافت كنند . بنابراين ، فرقى ميان ادراك عقلانى ، وحيانى ، حكيم و نبى نيست . مگر اين‌كه گفته شود : حكيم از راه تقويت قوّهء تفكّر ، استدلال ، تجريد و تعميم ، به مرتبهء اتّصال مىرسد و نبى از راه ديگرى كه حقيقت آن بر ما مكشوف نيست . در عين حال ، اتّصال حكيم محدود و اتّصال نبى گسترده و برتر است . شايد بتوان براى درك حقيقت اتّصال ، به سراغ آن چيزى برويم كه در حكمت متعاليهء صدرايى مطرح شده است . او معتقد است كه نفس به دليل تعلّق جسمانى و قصورى كه دارد ، نمىتواند حقايق نورى را از نزديك ، مشاهده كند ؛ بلكه شهود او از دور است . « 1 » به خوبى روشن است كه مقصود از دورى يا نزديكى ، دورى و نزديكى زمانى و مكانى نيست ؛ چنان‌كه منظور از اتّصال و انفصال هم اتّصال و انفصال جسمانى نيست .
هامش
( 1 ) . الشواهد الربوبيه ، تصحيح سيّد جلال الدين آشتيانى ، ص 32 .
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 141 | احمد بهشتى