دغدغهء شيخ الرئيس
او كه حاضر نيست هم اتّصال را و هم اتحاد را بپذيرد ، دغدغهاى دارد كه خودش آنرا بيان كرده است . ما اگر بتوانيم دغدغهء خاطر او را بر طرف كنيم ، موفق شدهايم كه اتّصال و اتّحاد را يكى كنيم . دغدغهء او اين است :
و هؤلاء بين أن يجعلوا العقل الفعّال متجزّئا قد يتّصل منه شيء دون شيء ، أو يجعلوا اتصالا واحدا به يجعل النّفس كاملة واصلة إلى كلّ معقول .
به نظر وى اگر لازمهء اتّصال ، اتحاد باشد ، يكى از دو محذور لازم است :
يكى اينكه عقل فعّال را تجزيهپذير بدانيم ، تا نفسى كه به همهء صورتهاى عقلى نايل نيامده و همهء معارف عقلى را دريافت نكرده ، برخى از علوم و معارف را با اتّصال به قسمتى از عقل فعّال دريافت كند و برخى ديگر را با عدم اتّصال به قسمتى ديگر ، دريافت نكند .
ديگرى اينكه از تجزيهپذيرى عقل فعّال صرفنظر كنيم و بگوييم : هر دو حقيقت نفس و عقل ، چنان به يكديگر متّصل و متّحد مىشوند كه نفس ، به يكباره كامل و و اصل مىشود و تمام صورتهاى عقلى عقل فعّال را يكجا دريافت مىكند .
هر دو وجه باطل است . نه عقل فعّال تقسيم مىشود و نه نفس به همهء معارف آن دسترسى پيدا مىكند . البته همهء نفوس به اين مرتبه نمىرسند ؛ ولى نقيض سالبهء كلّيّه ، موجبهء جزئيّه است .
بنابراين ، چه مانعى دارد كه برخى از نفوس به چنين مرتبهاى نايل آيند ؟
رفع دغدغهء شيخ الرئيس
جاى شگفتى است كه شيخ الرئيس - كه قهرمان بزرگ فكر و انديشه و فلسفه است - از كنار مسئله به سادگى گذشته است .
آنچه موجب دغدغهء خاطر خطير او شده است ، عبور سطحى و سادهء او از كنار مسئلهء اتّصال است .