تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
قائمة بحالها . « 1 » ترجمه

وهمى ديگر و تنبيه

و همين‌ها نيز گاهى مىگويند : نفس ناطقه ، هرگاه چيزى را تعقّل كند ، تعقّل آن چيز ، تنها به وسيلهء اتّصال آن به عقل فعّال است . اين سخن ، حق است . « 2 » گفته‌اند : اتّصال نفس به عقل فعّال ، اين است كه خود عقل فعّال شود ؛ زيرا نفس عقل مستفاد مىشود و عقل فعّال ، خود به نفس اتّصال مىيابد ، پس عقل مستفاد مىشود . « 3 » و اينان يا بايد عقل فعّال را تجزيه‌پذير بدانند كه بخشى از آن اتّصال يابد و بخشى اتّصال نيابد ، يا بايد قبول كنند كه - بدون تجزيه‌پذيرى عقل - نفس يك‌باره به آن متّصل مىشود و كامل و و اصل به هر معقولى مىگردد . « 4 » به‌علاوه ، در اين‌كه مىگويند : نفس ناطقه ، هنگامىكه به عقل مستفاد ، صورت‌پذير مىشود ، خود آن است ، محالى است كه هم‌چنان به حال خويش باقى است . « 5 »

شرح و تفسير

يكى از لوازم اتحاد عاقل و معقول ، اتحاد معقول‌ها بود . شيخ الرئيس دربارهء بطلان آن در فصل پيش سخن گفت .
هامش
( 1 ) . « قائمة بحالها » خبر « أنّ » و « هي العقل المستفاد » خبر « إنّ » است . ( 2 ) . شيخ الرئيس با تئورى اتّصال نفس با عقل فعّال در حين ادراك معقول‌ها موافق است . ( 3 ) . او در عين اين‌كه با اتّصال نفس با عقل فعّال ، موافق است ، اتحاد آنها را نمىپذيرد . ( 4 ) . از نظر او اتحاد نفس با عقل فعّال ، مستلزم يكى از دو محذور است : يكى اين‌كه عقل فعّال تجزيه شود و ديگرى اين‌كه نفس به تمام صورت‌هاى معقول ، و اصل گردد . ( 5 ) . اين هم محذور سومى است كه بنابر اتحاد نفس با عقل مستفاد لازم مىآيد . اين محذور در فصل‌هاى پيش بيان شده است .