فصل هشتم اتحاد معقولها با يكديگر
زيادة تنبيه و أيضا « 1 » إذا عقل « ألف » ثمّ عقل « ب » أيكون كما كان عند ما عقل « ألف » ، حتّى يكون سواء « 2 » عقل « ب » أم لم يعقلها ، أو يصير شيئا آخر ؟ « 3 » و يلزم « 4 » منه ما تقدّم ذكره .
ترجمه
افزونى تنبيه
« 5 » و نيز هرگاه جوهر عاقل ، « الف » را تعقّل كند ، سپس « ب » را تعقّل كند ، آيا هنگام تعقّل « ب » همان است كه هنگام تعقّل « الف » بوده ، تا تعقّل و عدم تعقّل « ب » برايش يكسان باشد ، يا به هنگام تعقّل « ب » چيز ديگرى مىشود ؟ « 6 »
هامش
( 1 ) . « أيضا » مفعول مطلق براى فعل محذوف و « إذا » متعلّق به همان فعل محذوف است .
( 2 ) . قياس اين است كه گفته شود : « سواء أعقل « ب » أم لم يعقلها » .
( 3 ) . جملهء « أو يصير شيئا آخر » عطف بر جملهء « أيكون كما كان » است .
( 4 ) . حرف « واو » در « و يلزم » همچون « واو » « و أيضا » در آغاز فصل براى استيناف است .
( 5 ) . باز هم درصدد ابطال اتحاد عاقل و معقول است و چون طريقهء استدلال گونهء ديگرى مطرح مىكند ، نام فصل را افزونى تنبيه - زيادة تنبيه - قرار داده است .
( 6 ) . فرض اين است كه جوهر عاقل با تعقّل « الف » ، « الف » مىشود . از اينرو ، پرسشى مطرح مىشود كه آيا پس از تعقّل « ب » تغييرى در آن ، پديد مىآيد يا پديد نمىآيد ؟